تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
منم پروردگار تو و سزاوارترم كه از جانب تو به او پاداش دهم و او را ببهشت برد با اينكه هيچ كردار خوبى ندارد و راستى كمتر شماره شفاعت‌شده‌هاى يك مؤمن سى انسان گنه‌كار است و در اينجا است كه دوزخيان گويند : براى ما شفاعت‌كننده‌اى نيست و نه دوست مهربان و دلسوزى ( 100 101 - الشعراء ) . 73 - ( 1 ) از ابى هارون گويد من خدمت امام صادق ( ع ) بودم كه به چند تن فرمود : چرا شماها ما را سبك مىشماريد ؟ گويد مرد خراسانى به خدمت او برخاست و گفت ما به خدا پناه بريم از اينكه به تو يا چيزى از دستورات تو بىاعتناء باشيم و آن را سبك شماريم ، فرمود : چرا تو خود يكى از كسانى باشى كه مرا سبك شمردى ، گفت من به خدا پناه برم از اينكه شما را سبك شمارم . فرمود واى بر تو نشنيدى فلانى وقتى ما نزديك جحفه بوديم ( منزلى ميان مكه و مدينه است آن جا كه راه شام از راه مدينه جدا شود ) به تو مىگفت مرا بمسافت يك ميل ( كمتر از يك فرسخ ) سوار كن كه به خدا وامانده‌ام ؟ به خدا سوگند تو سر بلند نكردى بسوى او و به او پاسخى ندادى و او را سبك شمردى و هر كس بيك مؤمن استخفاف كند و او را سبك شمارد ما را سبك شمرده است و احترام خدا عز و جل را ضايع كرده . شرح - از مجلسى - ره - ما رفعت به رأسا - كنايه از بىتوجهى و بىاعتنائى است . قوله « فبنا استخف » اين نوعيست از استخفاف كه مستلزم ارتكاب كبيره و ترك واجبات و اخلال به تعظيم شعائر اللَّه است و به حد كفر به خدا نرسد . 74 - ( 2 ) از عبد الرحمن بن أبى عبد اللَّه گويد به امام صادق ( ع ) گفتم راستى خدا عز و جل بر ما منت نهاد كه يگانگى خود را بما ياد داد و سپس بر ما منت نهاد كه برسالت محمد ( ص ) اقرار كرديم