تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
فرمود : سالم از من چه توقعى دارد ميخواهد فرشته‌ها را در برابر او رژه دهم به خدا كه پيغمبران همچنين چيزى را نياوردند ، ابراهيم ( ع ) هم سخن توجيه دار فرمود ( 88 - الصافات ) براستى من بيمارم نه بيمار بود و نه دروغ گفت و محققا ابراهيم ( ع ) فرمود ( 63 - الأنبياء ) بلكه بت بزرگ اين را كرده است - بت بزرگ نكرده بود و او هم محققا دروغ نگفت ، و محققا يوسف ( ع ) فرمود ايا كاروان شما دزديد - به خدا دزد نبودند و يوسف هم دروغ نگفت . شرح از مجلسى ره - يعنى براى مصلحت و تقيه كلام با توجيه و دو پهلو ميگويد و مقصود سالم از روايتش انتقاد از امام ( ع ) بوده است و عدم صراحت در لهجه ، امام ( ع ) ميفرمايد من بسالم معجزه‌هاى خيره‌كننده نمودم و در او اثر نكرده و ميخواهد فرشته‌ها را بگواهى امامت خود نزد او آورم با اينكه پيمبران هم براى اثبات نبوت خود چنين كارى نكردند . سپس امام از اعتراض سالم كه اين گونه سخن دروغ آميز است جواب داده كه اين گونه سخنها از پيغمبران معصوم هم صادر شده و نه دروغست و نه زشت بلكه در مقام مصلحت لازمست ( و سپس استشهاد امام را شرح داده است ) . من گويم يكى از محاسن بلاغت و شيوائى سخن پر معنا ادا كردن آنست و يكى از روشهاى پر معنا بودن سخن اينست كه مىتواند داراى معانى متعدده باشد و بهر مقامى مناسب تطبيق شود و اين سر بلاغت شعر و نثر است كه سخن سراى ايرانى لسان الغيب حافظ در آن استاد بوده است و اشعارى در مدح پيغمبر بفن غزلسرائى انشاء كرده است كه در عين حال بر مقاصد عمومى مهرورزى يك عاشق و معشوق هم تطبيق مىشود مثلا :
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * بغمزه مسأله آموز صد مدرس شد
ترديدى نيست كه در اين شعر امى بودن پيغمبر را در نظر گرفته و بيان كرده است كه همه دانش عميق و جهانگير و جاويدان حضرت او به نظر خدا و توجه و عنايت وى بوده است و او را نگار خوانده است يعنى زيباترين نقش هستى و محبوب مسلمانان و مقصودش از غمزه همان نظر لطف خدا است كه بوى نبوت و رسالت عطا كرد ولى در عين حال يك معنى عمومى و دلنشين ديگر هم ميدهد كه يك عاشق دل باخته با معشوقه دهاتى و بىسواد ولى زيبا و دلبر خود مىتواند با آن گفتگو هم كند و باز هم مى گويد :
گر غاليه خوشبو شد با گيسوى او آميخت * ور وسمه كمانكش شد با ابروى او پيوست از نعل سمند او شكل مه نو پيدا * و ز قد بلند او بالاى صنوبر پست
اين هم در وصف پيغمبر اكرم است كه وسيله و واسطه فيض‌يابى مادى و معنوى بشر بوده است بدرگاه خدا تعالى در اين فن استادانه از بلاغت ، قرآن مجيد تا حد اعجاز شيوا و پر معنا است كه ميفرمايد تا هفتاد بطن دارد و در كلام بشر كليات پيغمبر اسلام را بايد طراز اول شمرد كه بدان باليده و فرمود : « اوتيت جوامع الكلم » و اگر سالم اين طرز سخن را نپسنديده همانا خرد و ذوقش ناسالم بوده است .