( 1 ) فرمود : براى خدا عز و جل بهشتها است در درون اين بهشتهاى نامبرده و براستى هر مؤمن تا آنجا كه دوست دارد و بخواهد بهشت دارد و در آنها هرطور خواهد نعمت خواره باشد و خوشگذراند و هر گاه مؤمن چيزى خواهد و اشتهائى يابد دعوت و اظهار خواستش در بهشت همينست كه بگويد
« سبحانك اللهم »
بار خدايا تو منزهى - و بمحض اينكه اين سخن را ادا كند ( كه بمنزله زنگ اخبار بهشت است ) خدمتكاران بشتابند و هر چه را خواهد برايش بياورند بىآنكه از آنها بخواهد يا به آنها فرمانى دهد .
و اينست معنى قول خدا عز و جل ( 11 - يونس ) دعوى آنها در آن
سبحانك اللهم
است و درودشان در آن سلامست - ( يعنى خدمتكاران سلام مىدهند ) و آخرين دعوت و خواست آنها اينست كه «
الحمد للَّه رب العالمين
» مقصودش از آن اينست كه پس از درك لذت و بهرهگيرى از جماع و خوردن و نوشيدن و پس از فراغت خدا را سپاس گويند .
و اما قول خدا تعالى ( 41 - الصافات ) آنانند كه براى آنها روزى دانسته و معينى است - فرمود : يعنى خدمتكاران آن را مى دانند و نخواسته نزد دوستان خدا مىآورند و اما قول خدا عز و جل ( 42 - الصافات ) ميوههائيست در بهشت و بهشتيان پذيرائى ميشوند - فرمود : يعنى هيچ چيزى را نخواهند و بدان ميل نكنند در بهشت جز اينكه بدان پذيرائى شوند
پر معنا بودن اخبار ائمه ( ع )
70 - ( 2 ) ابى بصير گويد من نزد امام باقر ( ع ) بودم كه به او عرض شد سالم بن أبى حفصه و يارانش ( از غلات مخالف امام بودند ) از تو گزارش مى دهند كه سخنى ميگوئى و هفتاد توجيه دارد و از هر راهى ميتوانى خود را از مسئوليت بيرون برى ؟