در اين صورت تعبير از مايع مذاب قسمت درونى زمين كه قشر جامد و صخره مآبى بر آن احاطه دارد به ثور املس يا از نظر معنى لغوى اشتقاقى كلمه ثور است كه بمعنى جوشش و جهش است از ثار يثور ثورانا - در مجمع البحرين گويد :
« ثور » - خدا فرموده است « و أثار و الارض » يعنى آن را براى كشت زير و رو كردند و در خبر است كه ثارت قريش بالنبى ( ص ) فخرج هاربا يعنى قريش بر پيغمبر ( ص ) شوريدند و او هم گريخت .
« المنجد » گويد : ثار ثورا و ثورانا و ثؤارا هاج يعنى جهيد ، تا آنكه گويد : ثوران و ثور به معنى شفق و سرخى انتشار آن است و با توجه به اين معانى اگر كلمه ثور املس را بمعنى جهنده نرمى ، عبارت از مايع درونى زمين تفسير كنيم كه بطور استعاره كلمه قرن بدان اضافه شده است راه دورى نرفتيم .
و يا اينكه ثور املس بمعنى گاو نرم اندام و هموار پشت بطور استعاره و تشبيه در اين معنى به كار رفته است .
5 - راوى - اين مايع درونى و پر شور زمين چه حقيقتى دارد و بر چه استوار است ؟
امام ( ع ) - خاك با رطوبتيست يعنى مادهاى كه داراى مواد آب است اكسيژن و هيدروژن يا مقصود ذرات اصلى ماده است كه داراى قوه و نيروى جنبش است كه از نظر طبيعى مبدأ پيدايش همه موجودات مادى است و بناچار مادهاى بايد و نيروى حركتى تا موجودى مادى پديد آيد و اين مسأله ماده نخست و قوه نخست از بغرنجترين مسائل طبيعى امروزه است و بزرگترين دانشمندان در تصوير حقيقت آن گيج و گم شدهاند و هنوز ندانستهاند كه اين دو چيز هستند يا يك چيز و آن يك چيز ماده است يا قوه ! و در اينجا دور نيست كه بجاى كلمه ثرى كه در پاسخ امام است كلمه اثر گذارده شود كه در اصطلاح دانشمندان طبيعى عرب زبان امروزه يك بطن عميقيست از ماده و يا اثر عميق آنست .
6 - راوى - تار و پود و جود ثرى بر چه استوار است ؟ يعنى ماده اول بچه تجزيه و تحليل مىشود ؟ يا گازى كه در درون زمين است بچه تجزيه و تحليل مىشود ؟
امام - بسيار دور است در اينجا است كه دانش دانشمندان گم است .
اگر سؤال بر وجه اول طرح شود كه مقصود فهم نهان ماده نخست باشد معنى هيهات اينست كه حقيقت ماده نخست بسيار دور از فهم است و دانشمندان تا هميشه در آن گماند و اين خود از مسائل اصم و لا ينحل علم طبيعيست .
و اگر سؤال بر وجه دوم طرح شود معنى هيهات اينست كه هنوز قرنها بايد بگذرد و زمان بسيار دورى آيد تا دانش بشر بپايهاى رسد كه بتواند حقيقت گاز و اجزاء درونى آن را تشخيص دهد و آن را تجزيه و تحليل نمايد .
اكنون بايد يادآور شوم كه طرح اين مصاحبه از نظر اول كه سؤال از اشكوبههاى سازمان زمين باشد و از پايههاى ساختمانى آن كه بر وجه عمودى بدان استوار است معقول به نظر نميآيد نه از نظر سؤال و نه از نظر جواب و نميتوان آن را منسوب باصحاب دانشمند امام دانست و بشخصيتى
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 170
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٧٠