تغلب و با ملاحظه اينكه سند اين روايت هم صحيح بوده است و بعلاوه از اعتبار و صحت ، كليه اخبار كافى صحت اسنادى هم دارد نميتوان آن را طرح كرد و بناچار مقصود از آن بيان يك حقائقى است كه به نظر من هر كدام از دو وجه اخير با آن سازگار است و بسا وجه صحيح ديگرى هم در نظر ديگران آيد .
حديث آغاز آفرينش انسان
56 - ( 1 ) از زراره از امام باقر و يا صادق ( ع ) فرمود : راستى خدا عز و جل زمين را آفريد و سپس تا چهل روز آب شور بر آن روان كرد و تا چهل روز آب شيرين تا چون بهم برخورد و آميخت بدست قدرت خود مشتى از آن برگرفت و هر دو را سخت در هم ماليد و فشرد و سپس به دو بخش كرد و از هر كدام از آن شور و شيرين انبوهى بر آمدند بمانند انبوه ذرهها و گروهى راه بهشت گرفتند و گروهى راه دوزخ .
شرح - از مجلسى ره - قوله
« ثم فرقها فرقتين »
فاضل استرآبادى گفته است يعنى خدا آن حصهاى كه با آب شيرينتر شده بود دستور داد تا از آن حصه كه با آب شور تر شده جدا شود و هر كدام از آنها تيكه كوچكى شوند به صورت ذره تا هر تيكه تنى باشد براى روح مخصوصى از ارواح كه در روز ميثاق در پاسخ خدا فرمود : آيا من پروردگار شما نيستم ، گفتند آرى و تيكههاى حاصله از آب شيرين تن ارواحى شدند كه در آن روز فرمانبريشان ثابت شد و تيكههاى حاصله از حصهاى كه به آب شورتر شدند تن شدند براى ارواحى كه در آن روز نافرمانيشان ثابت شد و از احاديث آنان فهميده شود كه خدا تعالى دو بار تنها را به صورت ذر در آورده يكى پيش از آفريدن آدم ( ع ) و يك بار پس از آن انتهى .
من گويم - ما در باره اين گونه اخبار سخن را در باب كفر و ايمان تمام كرديم - پايان نقل از مجلسى ره .
من گويم در آنجا ثابت نموديم كه خلقت پيكرى انسان جز آنكه در اين جهانست درست نيست و مستلزم قول بتناسخ است و عقيده بتعدد آن رسواتر است و اين گونه احاديث كنايه از امتيازيست كه ميانه خوبان و بدان در عالم زندگى آنان پديد مىآيد و تعبير بروان كردن آب شور و شيرين بر روى زمين عبارت از وجود آمادگيهاى خوبى و بديست كه بر اثر اختلاط اجزاء هستى مادى و تركيب آنها پديدار مىشود زيرا بسائط عالم ماده در ذات خود موصوف به خوبى و بدى نتوانند شد و اثرى هم ندارند و از تركيب آنها است كه آثار پديد آيد و بتناسب خوب و بد فراهم ميگردد .