تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
35 - ( 1 ) از بريد بن معاويه گويد : من در خدمت امام باقر ( ع ) بودم آن حضرت در چادر خود تشريف داشت كه در منى بر پا بود و نگاهى بسوى زياد اسود كرد كه پاهايش از بن بر آمده بود و براى او سوگوار و غمنده شد و به او فرمود : چرا پاهايت چنين شده است ؟ گفت من سوار بر يك شتر تازه سن و لاغرى كه خود داشتم به مكه آمدم و بيشتر راه را براى رعايت او پياده طى كردم و امام به حال او سوگوار شد و زياد كه اين لطف را ديد گفت . راستى من بگناهان اندر شوم تا آنجا كه پندارم راستى هلاك شدم به ياد دوستى شماها افتم و اميد بنجات پيدا كنم و گره دلم گشوده شود ، امام باقر ( ع ) در پاسخش فرمود : مگر دين جز دوستى است ، خدا تعالى فرموده است ( 7 - الحجرات ) خداوند ايمان را محبوب شما ساخته و دل شما را بدان آراسته و پرداخته ، و هم فرموده است ( 31 - آل عمران ) اگر شماهائيد كه خدا را دوست داريد پس از من پيروى كنيد تا خدا شما را دوست بدارد - و باز فرموده است ( 9 - الحشر ) دوست ميدارند ( انصار مدينه ) هر كس را بسوى آنها بكوچد . راستى مردى نزد پيغمبر آمد و گفت يا رسول اللَّه من نمازگزاران را دوست دارم و خودم نماز نمىگزارم و روزه داران را دوست دارم و خودم روزه نميدارم رسول خدا ( ص ) در پاسخ او فرمود تو با آن كسانى هستى كه آنها را دوست دارى و از آن تو است هر چه بدست آرى و امام فرمود چه مى جوئيد و چه ميخواهيد ؟ هلا راستش اينست كه اگر يك هراس آسمانى در رسد هر مردمى بپناهگاه خود رو كنند و ما در پناه پيغمبر گرائيم و شماها در پناه ماها . شرح - اظهار آن شخص كه خود نماز نميخوانم و روزه نميدارم بر يكى از دو وجه است : 1 - داراى عذريست كه نمىتواند نماز بخواند و روزه بگيرد و اين نسبت به نماز واجب شبانه