تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
كرام الكاتبين تو را با روح و ريحان استقبال ميكنند اگر جانت باينجا برسد ( و با دست خود اشاره به گلويش كرد ) ( 1 ) و اگر هم زنده بمانى آنچه چشمت را روشن كند ببينى و در بالاترين درجه‌هاى بهشت با ما باشى آن پيره مرد گفت اى أبا جعفر چه فرمودى ؟ آن حضرت همان سخن را برايش باز گفت آن پيره مرد گفت : « اللَّه اكبر » اگر من بميرم برسول خدا ( ص ) وارد ميشوم و بر على و حسن و حسين و على بن الحسين و چشمم روشن مىشود و دلم خنك مىگردد و درونم آرام و خوش مىشود و فرشته‌هاى كرام الكاتبين مرا با روح و ريحان استقبال ميكنند اگر جانم بدين جا ( گلو ) رسد ؟ و اگر هم زنده بمانم به چشم خود به بينم آنچه را خدا بدان چشممرا روشن كند و در بالاترين درجه‌هاى بهشت با شما باشم ؟ سپس آن پيره مرد فرياد گريه برداشت و ناليد ها ؛ ها ، ها ، تا نقش بر زمين شد و اهل آن خانه هم فرياد گريه و ناله برداشتند از حالى كه در آن پيره مرد ديدند و امام باقر ( ع ) متوجه او شد و بانگشت خود اشگها را از دو پلك آن پيره مرد ميسود و ميپاشيد . سپس آن پيره مرد سر برداشت و گفت به امام باقر ( ع ) يا ابن رسول اللَّه خدا مرا قربانت كند دستت را به من بده و امام دستش را به او داد و پيره مرد دست امام را بوسيد و بر دو ديده و گونه خود نهاد و سپس شكم و سينه خود را گشود و دستش را بر روى شكم و سينه خود گذاشت سپس به پا خاست و گفت السلام عليكم و امام باقر بدنبال او مينگريست و او پشت داده و ميرفت ، سپس امام روى بسوى مردمان كرد و فرمود : هر كه دوست دارد به مردى از اهل بهشت نگرد بايد به اين پيره مرد نگرد ، عتيبه گويد من هيچ مجلس سوگوارى را بمانند اين مجلس پر از شور و گريه نديدم .