دنباله حديث 29 - ( 1 ) اى بندههاى خدا از آن مردم باشيد كه ميانديشند و به دنيا اعتماد نكنيد زيرا خدا عز و جل به محمد ( ص ) فرموده است ( 13 - هود ) اعتماد نكنيد بآنها كه ستمگريد تا آتش گيريد - اعتماد نكنيد بشكوفايى زندگى دنيا و آنچه در آن است بمانند اعتماد كسى كه آن را خانه پاينده و منزل جاويدان برگرفته است زيرا دنيا خانه موقتى و منزل كوچ است و جايگاه كردار خوبست از كردار شايسته در آن توشه برداريد پيش از آنكه روزگارش بگذرد و پراكنده شود و پيش از آنكه اجازه ويرانيش از سوى خداوند صادر گردد و آنكه آبادش كرده از نخست و آن را پديد آورده ويرانش سازد ، و او است كه سرپرست ميراث آنست پس از گذشت همه ساكنانش .
من از خدا خواستارم كمك دهد بماها و شماها بر توشهگيرى و زهد در دنيا خدا ما و شما را از زاهدان سازد در شكوفانى آنى زندگانى اين دنياى فانى براى رسيدن به ثواب آخرت زيرا همانا به او زندهايم و براى آنيم و صلى اللَّه على محمد النبى و آله و سلم . و السلام عليكم و رحمة اللَّه و بركاته .
شرح - از مجلسى ره - قوله
دار بلغة
- البلغة بضم باء آنچه بزندگى روزمره رسا است يعنى دنيا محلى است عاريت و سزا است كه در آن به همان اندازه كفايت قناعت شود يا مقصود اين است كه دنيا وسيله رسيدن به آخرت است و بايد از آن براى رسيدن به ثواب آخرت در يافت شود .
جوهرى گفته است اين منزل قلعه است يعنى وطن نميتواند شد و مجلس قلعه آنجا است كه صاحبش بايد پى در پى برخيزد و نيز گويند آنها بر وضع قلعهاند يعنى در حال كوچند .
قوله
« فإنما نحن به و له »
ظاهر اين است كه ضمير برمىگردد به ثواب الآخرة يعنى ما بدان اندريم و اين كنايه از نزديكى آن است و له يعنى براى آن آفريده شديم و براى آن تكليف داريم و ممكن است ضمير به خدا تعالى برگردد يعنى ما به او هستيم و بكمك او نيازمنديم و بايد كردار ما براى او باشد .
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ الكليني
ص١٤٠