تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
2 - گستاخى عيينة بن حصن فزارى در برابر پيغمبر و بىادبى و جسارت به آن حضرت با زشت‌ترين تعبير كه نشانه ناسپاسى و جفا و سخت دلى عربهاى بيابانى حجاز و نجد است كه پيغمبر ( ص ) در جواب وى آنها را بدان توصيف كرد . 3 - بردبارى و حلم و كرم اخلاق پيغمبر در برابر اين مرد بىادب و جفا كار كه در برابر پيغمبر اسلام با اين اقتدار چنين سخن زشت و ناهنجار بر زبان راند . 4 - ميزان فضيلت از نظر يك پهلوان عرب و رئيس ايل و بتعبير ديگر ايلخانى بنى فزاره و از نظر پيغمبر اسلام . معيار فضيلت در نظر عيينة همان قلدرى و آدمكشى و چپاول است ولى از نظر پيغمبر اسلام ميزان فضيلت ايمانست و حكمت ، عقيده و دانش و ايده و اخلاق پايدار ، و اين دو صفت در ميان قبائل بسيار كم و در سرزمين پهناور شبه جزيره عربستان در مردم يمن وجود داشت . مردم يمن از نظر سابقه تاريخ مردم متمدن و شهرنشين و پرورش يافته شبه جزيره العرب بشمار ميرفتند و اين وضعيت مربوط بوسائل تعليم و تربيت و نظم اجتماعى و تمدنى بود كه از دير زمانى در ميان آنها بوجود آمده بود بدين شرح : الف - داستان بلقيس كه در تاريخ بنام ملكه سبا معروف است و قرآن شرح حال او را بيان كرده است دلالت دارد كه سرزمين يمن از دير زمانى متمدن و معمور بوده است و داراى نظام اجتماعى مترقى در وضع كشور مشروطه سلطنتى بوده زيرا در قرآن چنين فرموده است ( 22 - النمل ) اى اشراف و بزرگان در اين كار به من رأى بدهيد من در كارى تصميم نگيرم تا شما گواه و موافق و هم عقيده من باشيد . و پيوست بلقيس با سليمان و ازدواج و همسرى و پذيرش كيش او باعث مزيد ترقى و پيشرفت و تمدن كشور يمن گرديد . ب - موضوع سد بندى و آباد و عمران محيط يمن كه خداوند در سوره سبا بشرح آن پرداخته است با آنچه از اخبار و تواريخ در باره آن رسيده خود دليل ديگريست از هوشمندى تمدن مردم يمن . ج - پيوست يمن بكشور پهناور و متمدن فارس و ايران قديم در دوران انوشيروان و زمان عظمت علمى و مدنى كشور ساسانى دليل ديگرى است بر سابقه تمدن يمن و در كتاب سيره ابن هشام شرح آن را چنين نگاشته است : ج 1 - ص 40 - چون تسلط حبشه بر يمن طولانى شد سيف بن ذى يزن حميرى پيش قيصر روم رفت و به او شكايت كرد و از او خواست كه آنان را از يمن بيرون كند و خود متصدى آن گردد و هر كه را خواهد به يمن فرستد تا از طرف او فرمان دار يمن باشد ، قيصر روم به شكايت او توجهى نكرد . او هم نزد نعمان بن منذر رفت كه از طرف خسرو ايران در حيره و سرزمين عراق والى بود و از حكام حبشه به دو شكايت برد ، نعمان گفت من سالى يك بار نزد خسرو باريابم ، باش تا وقت آن رسد نزد او ماند و با او به خدمت خسرو رسيد و خسرو در ايوان خود جلوس مىكرد در زير تاج بزرگى كه از طلا ساخته شده و با دانه‌هاى ياقوت و لؤلؤ و زبرجد پرداخته بود و با زنجيرى از سقف آويخته و خسرو زير آن مىنشست ( و پس از بيان ورود او بخسرو ) گويد عرض حال خود را بدين صورت بعرض رسانيد :
الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 128 | الشيخ الكليني / محمد باقر كمره‌اى