تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦

حديث پيغمبر ( ص ) در سان اسبها

27 - ( 1 ) از جابر از امام باقر ( ع ) گويد روزى رسول خدا ( ص ) براى سان ديدن اسبان بيرون شد و بگور ابى احيحه عبور كرد ابو بكر گفت خدا صاحب اين گور را لعنت كند به خدا سوگند كه سد راه خدا بود و رسول خدا ( ص ) را تكذيب ميكرد خالد پسر ابى احيحه در پاسخ گفت بلكه خدا ابى قحافه ( پدرت را ) لعنت كند كه به خدا نه مهمان‌نواز بود و نه نبرد كن با دشمن ( نه سخاوت داشت و نه شجاعت ) خداوند هر كدام اين دو كه در عشيره خود بيمقدارتر و زبونتر بودند لعنت كند ، رسول خدا ( ص ) مهار ناقه خود را بر پشت شانه آن انداخت و سپس فرمود وقتى شماها از مشركين بد ميگوئيد بطور عموم تعبير كنيد و نام خصوصى كسى را نبريد تا فرزندش بخشم آيد . سپس باز ايستاد و اسبان را از برابر او گذرانيدند و اسبى بر او گذر كرد و عيينة بن حصن گفت اين اسب چنين و چنانست ( و از آن تعريف و توصيف كرد ) رسول خدا ( ص ) فرمود ما را واگذار من خود باسبان از تو داناترم عيينه ( گستاخانه ) در پاسخ آن حضرت گفت و من بمردان از تو داناترم . پس رسول خدا ( ص ) خشم كرد تا خون در چهره‌اش نمايان شد و روى مباركش سرخ گرديد و به او گفت كدام مردان بهترند ؟ عيينه در پاسخ آن حضرت گفت : مردانى كه در نجدند و شمشيرهاى خود را روى شانه‌هاى خود مىگذارند و نيزه‌ها بر شانه اسبان خود جلو زين و با آنها ميزنند و پيشروند رسول خدا ( ص ) فرمود تو دروغ گفتى بلكه مردان اهل يمن بهترند ايمان از يمن است و حكمت و