بوده است . قشيرى در رسالهء خود وغزالى در آثار مختلف خود مىكوشيدند تا اين شكاف را پر كنند واختلافات را از ميان بردارند . مىتوان حدس زد كه قشيرى كه نظريات معتدلى ابراز مىداشت وآرزو مىكرد كه جهان اسلام را متحد ببيند عمدة تحت تأثير استادش سلمى بوده است . نظير همين تأثير را در آثار غزالى مخصوصا در احياء علوم الدّين أو مىبينيم . شواهد آشكارى در دست داريم كه غزالى از آثار سلمى متأثّر بوده است . همچنين گزارش قابل اعتمادي از روش آشتىجويانهء سلمى در نوشتههاى أبو نعيم أصفهاني مىيابيم « 11 » كه بر وفادارى سلمى به اسلام أصيل تأكيد مىورزد ، واين وفادارى از اين معنى آشكارا برمىآيد كه أو مىكوشيد تا تصوّف را بر تعاليم محدّثان وفقها ومخصوصا بر سنّت پيامبر بنا نهد . اگر در نظر آوريم كه سلمى از جوانى كلام وفقه آموخته واز تخصص همه جانبهاى در حديث برخوردار بود آنگاه درمىيابيم كه چرا أو از چنين روشى پيروى مىكرد . در واقع شهرت سلمى در نزد بسيارى از مردم عمدة به سبب آن بود كه أو محقّق وگردآورندهء حديث بود . سمعانى در كتاب الانساب « 12 » خود سخت بر اين نكته تأكيد مىكند كه سلمى از مراجع معتبر حديث بوده است . ذهبي در ميزان الاعتدال « 13 » وخطيب در تاريخ بغداد « 14 » وسبكى در طبقات « 15 » خود أو را محدّث معرفى مىكنند . گرايش أو به ابتناء تعاليم خود بر حديث در آثارش به خوبى مشهود است . آثار أو پر از حديث ونام محدّثان مناطق مختلف جغرافيايى است . اگر در نظر آوريم كه أو پيوسته در سفر بود ، پى مىبريم كه چرا اين همه از محدّثان مختلف نام برده است . در عين حال سلمى در آثار خود نشان مىدهد كه در باب اخبار صوفيان وحكايات منسوب به مشايخ صوفيّه ونحلههاى مختلف تصوّف اطّلاعات شگفتانگيزى دارد . سلمى در سفرهاى خود با وفادارى تمام به مشايخ متصوّفهء خراسان ، كه تعاليم آنها را به برادرانشان در عراق مىآموخت ، خدمت مىكرد « 16 » .
هامش
( 11 ) . حلية الاوليا ، ج 2 ، ص 25 .
( 12 ) . ص 303 .
( 13 ) . ج 2 ، 368 .
( 14 ) . ج 2 ، ص 248 .
( 15 ) . ج 3 ، ص 60 .
( 16 ) . نگاه كنيد به : ذهبي ، طبقات الحفّاظ ، ج 13 ، ص 33 ، ومقايسه كنيد با : ابن تيمية ، مجموعة الرّسائل الكبرى ، ج 2 ، ص 305 .