تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
و از آن غافل گرديده و آن را ناچيز شمرده و پشت سر انداخته براى آنكه دچار قساوت قلب و بد پندارى و سوء نظر شده است بعلاوه با دينداران سخت دشمنى دارد و آنها را ناچيز ميشمارد تا از ستم و ظلم او خود را پنهان نموده و در انتظار فرج ميباشند آيا ممكن است بر اثر طول عمر و پيرى به خود آيد و از اين راه برگردد و توبه كند و بدان روش گرود كه فضيلت او روشن و دليلش واضح و بهره اش فراوان است و آن روش دينداريست كه شخص تو بدان بينا است و دنبال كارهاى خيرى برود كه اميدوار شود گناهان گذشته او آمرزيده شده و مستحق ثواب گرديده است بلوهر - من ميدانم مقصودت از اين توصيف و تعريف كيست و براى چه اين پرسش را بميان آوردى يوذاسف - از فضل وافر و فهم و دانش عميقى كه بشما داده شده است دور نيست كه مقصود مرا فهميده باشى بلوهر - صاحب اين اوصافى كه گفتى پادشاه است و آنچه تو را وادار توجه به اين پرسش كرده است دلسوزى تو است براى پدر و رهانيدن او از عذابهاى سختى كه خدا ببدكارانى چون او تهيه كرده و در ضمن ميخواهى ثواب الهى را در اداى حق پدرى برده باشى و گمانم ميخواهى نهايت عذر در چاره جوئى براى نجات او و بيرون كشيدن او از هراس دائم و گرفتارى جاويدان عذاب خداى عز و جل نموده و وسيله سلامت و راحت ابدى در ملكوت آسمانها را برايش فراهم كرده باشى يوذاسف - يك كلمه از آنچه ميخواستم فروگزار نكردى اكنون نظر خود را راجع به كار پادشاه كه من بدان توجه اكيد دارم بفرما من ميترسم كه مرگش در اين حالت برسد و حسرت