تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 313

مساهمون:

ص٣١٣
دراز باشد مرگ ميرسد و كسى كه بار بسته بناچار ميكوچد هر چه گردآورده پراكنده مىشود و هر كارى كرده ناتمام ميماند و هر چه ساخته ويران مىشود نامش مجهول و يادش فراموش خواهد شد . خانوادگيش ناشناس و تنش پوسيده و شرفش زير پا و نعمتش و بال و كسبش زيان خواهد بود سلطنتش را ديگران مىبرند و نسلش خوار و حرمش مباح و عهودش شكسته و پناهش بىپناه و آثارش مندرس و محو مىشود ، مالش پخش شود و دستگاهش برچيده گردد و دشمنش شاد و ملكش برباد گردد تا حشرا ديگرى برسد و بر تختش جانشينى بر آيد و برهنه از خانه اش بيرون شود و بگورش برند و در آتش افكنند در حال تنهائى و غربت و ظلمت و وحشت و خوارى و بيچارگى از دوستان جدا شده و طرفدارانش او را تسليم مرگ كردند نه هرگز وحشتش را انس باشد و نه از غربت برگردد ، بدان كه بر مرد خردمند لازمست خود را تربيت كند مانند امام عادل و عاقبت انديشى كه عموم مردم را تايب مينمايد و رعيت را اصلاح مىكند و بدان چه مصلحت آنها است فرمان ميدهد و از آنچه تباهى دارد باز ميدارد و هر كس نافرمانى كرد كيفر ميدهد و هر كس فرمان برد گرامى ميدارد ، مرد خردمند بايد خود را از نظر اخلاق و هوسها و شهوات ادب كند و منظم نمايد و خويش را برعايت مصالح وادارد اگر چه بد دارد و از زيانها بر كنار دارد خود را با شادى در برابر عمل نيك ثواب بخشد و با سرزنش و بدحالى بر كردار بد كيفر دهد بر خردمند بايست است كه هر كارى پيش او آيد بسنجد و درست آن را بكند و خود را از ناشايست آن باز دارد و بدانش و رأى خود نبالد تا خودبين گردد خداى عز و جل خردمندان را ستوده و خودبينان و بيخردان را نكوهش نموده با خرد باذن خداى تبارك و تعالى ميتوان همه خوبها را دريافت و نادانى
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 313 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى