تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
ميگردد نابود مىكند ولى آنچه در زمين خوب بيفتد اگر چه كم هم باشد سالم ميماند و بهره ميدهد زارع شخص حكيم است و سخن او بذريست كه ميافشاند آنچه بر كنار راه مىافتد كلامى است كه از گوش شنونده فراتر نميرود و بهدر مىشود و آن چه بر سنگ سخت مىافتد سخن شيرينى است كه شنونده بدان دلداده و آن را دانسته ولى درست نفهميده و به كار نبسته و آنچه روئيده است و گياه و خار آن را خفه مىكند و نابود ميسازد سخنى است كه شنونده حفظ كرده و دانسته ولى هنگام عمل شهوات نفسانى مانع كار مىشود و آنكه پاك است و شيك است و سالم و سودمند آن سخن حكيمانه ايست كه شنونده حفظ كرده و تصميم به انجام آن نموده و با آن دستور خود را از شهوت بر كنار نموده و دل را پاك كرده پسر پادشاه گفت اى حكيم من اميدوارم آنچه تو در زمين وجود من بكارى نمو كند و سالم بماند و بهره مند شود اكنون مثلى براى دنيا و فريب خوردن دنيا طلبان بياور بلوهر گفت بما گزارش رسيده است كه مردى بود و يك فيل مستى او را تعقيب كرد و او پشت بگريز داد و آن فيل دنبالش دويد تا نزديك بود او را بگيرد و بيچاره شود خود را از ترس بچاهى سرازير كرد و به دو شاخه گياه كه بر كناره آن چاه روئيده بود چسبيد و نگاه كرد ديد دو پايش روى چند مار استوار شده و چون به آن دو شاخه كه دستآويزش بود خوب نگاه كرد ديد دو موش كه يكى سياه است و يكى سفيد اين ريشه‌ها را پى در پى ميجوند و چون به زير پاى خود نگريست ديد چهار افعى سر از سوراخ بيرون كرده‌اند و چون بتك چاه نظر افكند ديد يك اژدهائى دهن گشوده است و ميخواهد او را ببلعد در اين ميان سربلند كرد و ديد مقدارى عسل زنبور روى دو شاخه كه دست آويز