تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
هم در برابر او تواضع پيشه كن و بىاجازه من هيچ عملى در اين زمينه انجام مده فرستاده اگر سرخود كارى كرد كار از دست آنكه وى را فرستاده بيرون رود و چون تو را برگرداند هر چه گفت خوب حفظ كن و كم و زياد نكن اگر غلط يا خطايا فراموش كنى مرا برنج رسول ديگرى مياندازى و اين نامه را هم با او فرستاد بنام تو بار خدايا ، از بنده اى بسوى بنده اى ، اما بعد آنچه به تو رسيده بما برسان از تو بما گزارشى رسيده كه حقيقت آن را نميدانيم اگر تو ديده اى بما بنما و اگر دانسته اى بما بياموز و ما را در گنج خود شريك كن و السلام چنانچه ياد كرده‌اند رسول خدا ( ص ) در پاسخش نگاشت : از محمد رسول خدا به اكثم بن صيفى خدا را بسوى تو ستايش كنم براستى خداى تعالى به من دستور داده است كه بگويم * ( لا إِله إِلَّا الله ) * آن را ميگويم و مردم را به گفتن آن دستور مىدهم همهء خلق آفريده خداى عز و جل هستند و همه كار از آن خدا است آنها را آفريده و ميرانيده و آنها را مبعوث مىكند و بسوى او است برگشت مردم ، من شما را به آداب رسولان خدا تاديب مىكنم و هر آينه از خبر بزرك پرسش ميشويد و محققا بعد از مدتى خبر آن را خواهيد دانست چون نامه رسول خدا به او رسيد به پسرش گفت بسر جانم از او چه ديدى ؟ گفت ديدم دستور به خوش اخلاقى ميدهد و از اخلاق پست آنها را بازمىدارد اكثم بن صيفى بنى تميم را گرد آورد و سپس گفت اى بنى تميم در حضرت من سفيهانه انجمن نكنيد زيرا هر كه شنود در خيال افتد هر كس براى خود نظرى دارد ولى شخص سفيه سست راى است و اگر چه تنش نيرومند باشد كسى كه عقل ندارد خير در او نيست ، اى بنى تميم من بسيار پير شده‌ام و دچار لغزش پيرانم اگر از خوب من ديديد عمل كنيد و اگر رفتار زشتى ملاحظه كرديد مرا براستى بياوريد تا بران استوار گردم بدرستى كه پسرم از نزد او برگشته است و با او رو برو شده است و ديده است كه امر بمعروف مىكند و نهى از منكر و باخلاق خوب وادار مىكند و از اخلاق پست قدغن مىكند و دعوت مىكند بپرسش خداى