تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
قاسم تو عاقبت بخيرى ان شاء الله و برخاست و بطواف رفت . همه ماها آنچه از دعا بما آموخت ياد گرفتيم و همه فراموش كرديم كه از حال او يادآور شويم تا روز آخر اقامت در مكه روز آخر محمودى بماها رو كرد و گفت شناختيد اين جوان را ؟ گفتيم نه گفت به خدا اين صاحب الزمان بود ، گفتيم اى ابو على از كجا ميگوئى ؟ گفت من هفت سال است كه از درگاه خدا خواهش داشتم كه صاحب الزمان را به من بنمايد ، گويد يك شب عرفه بود كه همين جوان را بعينه ديدم كه دعاى شب عرفه را ميخواند از او پرسيدم از چه مردمى هستى ؟ گفت از اين مردم از كدام قسم مردم از عرب يا از موالى ؟ از مردم عرب از كدام تيره عربها از شريفترين و بزرگوارترين آنان شريفترين و بزرگوارترين آنان كيانند ؟ بنو هاشم از كدام خاندان بنى هاشم ؟ از صاحب برترين مقام و بلندترين درجهء آنها كدام خاندان بنى هاشمند آنان كه سرها را شكافتند و مردم را اطعام كردند و در دل شب كه مردم بخوابند نماز گزارند من دانستم كه او علوى نژاد است و او را براى آنكه از نژاد على است دوست داشتم ولى يكباره از نظرم پنهان شد و ندانستم به آسمان بالا رفت يا به زمين فرو شد ، از آن مردمى كه اطرافش بودند پرسيدم شما اين علوى را ميشناسيد ؟
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 147 | الشيخ الصدوق / محمد باقر كمره‌اى