تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
كسى كه دستور دعا دادى و ضامن اجابت شدى ، اى كسى كه فرمودى مرا بخوانيد تا پاسخ گويم ، اى كسى كه فرمودى چون بندگانم مرا بخوانند من نزديك و جوابگويم دعاى خواننده را چون مرا بخواند و بايست از من جواب خواهند و به من معتقد باشند تا شايد رهبرى شوند ، اى كسى كه گفتى اى بندگان من كه اسراف و خلاف كرديد خودتان از رحمت خدا نوميد مباشيد بدرستى كه خدا همهء گناهان را مىآمرزد بدرستى كه او آمرزنده و مهربان است سپس بعد از ذكر اين دعا براست و چپ نگريست و فرمود ميدانيد امير المؤمنين در سجد شكر چه ميفرمود ؟ عرضكرديم چه ميفرمود فرمود عادت داشت كه ميگفت : اى كسى كه اصرار اصراركننده‌ها جز جود و كرم او نيفزايد ، اى كسى كه خزينه‌هاى آسمانها و زمين از آن او است ، اى كسى كه خزينه هر كم و بيش از او است . بد كردارى من تو را از خوشرفتارى با من باز ندارد . من از تو خواهش دارم كه با من چنان كنى كه شايسته تو است تو اهل جود و كرم و گذشتى پروردگارا خدايا با من آن كن كه شايستهء آنى تو بر كيفر توانائى و من در خور آنم نه در برابرت دفاعى دارم و نه پوزشى ، من از گناهانم بيزارم و رو بسوى تو دارم . من بگناهان خود اعتراف مىكنم تا از من درگذرى . تو بهتر از من آنها را ميدانى به حضرت تو برگشتم از هر خطائى كه كردم . از هر بدى كه نمودم پروردگارا مرا بيامرز . به من مهربانى كن و از آنچه ميدانى در گذر زيرا تو عزيزتر و كريمترى و برخاست و بطواف رفت و ما هم باحترام او برخاستيم . باز فردا همين وقت برگشت و ما هم چو نگذشته بپيشواز او بپاخاستيم و در ميان ما نشست و براست و چپ نگريست و فرمود على بن الحسين ( امام چهارم ) را شيوه اين بود كه در اينجا ( با دست خود اشاره بحجر وزير ميزاب طلا كرد ) به سجده ميرفت و ميگفت : كوچك بنده ات در آستان تو است . مستمندت بر آستانه تو است . از تو خواهشى دارد كه جز تو بر آن توانائى ندارد ، سپس براست و چپ نگريست و رو بمحمد بن قاسم علوى كرد و فرمود اى محمد بن