تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
33 - و أما حق شريك اگر غايب باشد كار او را بكنى و اگر حاضر است با او برابر كار كنى و به نظر و رأى خود بدون مشورت او تصميم نگيرى و مالش را نگهدارى و در آن كم يا بيش خيانت نكنى زيرا بما رسيده است كه دست خدا بر سر هر دو شريك است تا بهم خيانت نكرده‌اند ، و لا قوة الا با لله . 34 - و أما حق مال و دارائى اينست كه آن را نگيرى مگر از راه حلال ، و صرف نكنى مگر در جاى حلال ، و بى جا خرج نكنى و از راه درست آن را بجاى ديگر نبرى ، و چون خدا داده آن را جز به راه خدا و آنچه وسيله راه خدا است به كار نبرى ، و به كسى كه بسا قدر دانى از تو نكند با نياز خودت ندهى ، و سزا است كه در باره آن ترك طاعت خدا نكنى تا بجاى تو ميراث بماند براى ديگران ، و كمك بوارث كنى كه از تو آن را بهتر منظور دارد ، در طاعت خدا به مصرف رساند ، و غنيمت را او ببرد ، بار گناه و افسوس و پشيمانى و عقوبت بدوش تو بماند ، و لا قوة الا با لله . 35 - و أما حق بستانكار تو اينست كه اگر دارى به او بپردازى و كارش را راه بيندازى و غنى و بينيازش كنى و او را ندوانى و معطل نكنى زيرا رسول خدا ( ص ) فرموده نپرداختن توانگر بدهكارى خود را ستم است ، و اگر ندارى او را بخوشزبانى خوشنود كنى و از او به آرامى مهلت بخواهى و او را بخوشى از خود برگردانى و با اينكه مالش را بردى با او بد رفتارى نكنى زيرا اين پستى است ، و لا قوة الا با لله . 36 - و أما حق معاشر با تو اينست كه او را نفريبى و با او دغلى نكنى و به او دروغ نگوئى و غافلش نسازى و گولش نزنى و براى او كارشكنى نكنى مانند دشمنى كه براى طرف خود ملاحظه اى ندارد ، و اگر به تو اعتماد كرد هر چه توانى براى او بكوشى ، و بدانى كه مغبون كردن كسى كه به تو اعتماد كرده