و ميان او و شياطينش حائل شو و حق اندرز او را بجاى آور و به او رو كن براى رضاى خدا اگر منقاد پروردگارش شد و به خوبى از او پذيرا گرديد و گر نه خدا نزد تو مقدم باشد و از اويش گراميتر بدار .
25 - و أما حق آقائى كه تو را آزاد كرده اينست كه بدانى مالش را در راهت خرج كرده و تو را از خوارى بندگى و وحشت آن بعزت آزادى و آرامش آن رسانده و از اسيرى ملكيت آزادت كرده و حلقههاى بندگى را از تو گشوده و نسيم عزت را برايت پديد آورده و از زندان قهرت بدر آورده و جلو سختى تو را بسته و زبان عدالت را بر تو گشوده و همه دنيا را برايت مباح كرده و تو را مالك خود نموده و از اسارت رها كرده و براى عبادت پروردگار فراغت بخشيده و متحمل كسر مال خود شده ، پس بدان كه او پس از خويشاوندت از همه مردم به تو نزديكتر است در زندگى و مرگت و سزاوارترين مردم است به يارى و كمك و همكارى تو در راه خدا ، پس تا او را نيازيست خود را بر او مقدم مدار .
26 - و أما حق آزاد كرده تو اينست كه بدانى خدا تو را حمايت كن و ياور و پناهگاهش ساخته و او را وسيله و واسطه ميان خودش و او نموده و سزا است كه تو را از دوزخ نجات دهد و اين ثواب در آخرت از او براى تو باشد و در دنيا هم ميراث او را ببرى در صورتى كه خويشاوندى ندارد در عوض اينكه مالت را خرج او كردى و به حق او قيام كردى پس از صرف مالت در آزادى او و اگر مراعات او را نكنى بيم آن ميرود كه ميراثش بر تو گوارا نباشد ، و لا قوة الا با لله .
تحف العقول عن آل الرسول ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: ابن شعبة الحراني
ص٢٧٠