تشريح المسائل
* تصديق در تقسيم اوليّه بر چند قسم است ؟
بر دو قسم است : 1 - قولى 2 - فعلى
* مراد از تصديق قولى چيست ؟
تأييد سخن گوينده است به اين معنا كه لسانا به او مىگويد : تو راست مىگويى ، لكن برطبق خبر او اقدام نكرده و عمل نمىكند ، بلكه در مقام عمل با احتياط تام و كامل حركت مىكند .
* مراد از تصديق فعلى چيست ؟
اين است كه عملا سخن گوينده را تأييد و تصديق كرده و به خبر وى ترتيب اثر داده و آن را جامهء عمل مىپوشاند و آن را نازل به منزلهء علم قرار مىدهد .
* با توجّه به معانى فوق الذكر از تصديق ، كدام معنا در باب حجيّت خبر مطرح است ؟
تصديق عملى ، يعنى ترتيب اثر دادن و به خبر عمل كردن ، بدين معنا كه فى المثل زراره گفت : قال الامام يجب الجمعة ، حال شخصى برود و در خارج جمعه را انجام دهد و يا مثلا : زراره گفته است كه قال الامام يحرم استعمال الدخانيات . شخص در خارج عملا آن را ترك كند .
* مراد از تصديق در آيهء شريفه كدام معناست ؟
تصديق قولى است يعنى اظهار القبول .
* مراد از عبارت ( يرد عليه . . . ) در ابتداى متن مزبور چيست ؟
پاسخ شيخ است به استدلالى كه به آيهء اذن شده است مبنى بر اينكه استدلال مذكور داراى دو ايراد و اشكال است .
* حاصل اشكال اوّل شيخ به استدلال مزبور چيست ؟
اين است كه مراد از ( اذن خير ) بودن رسول اللّه در آيهء شريفه يكى از سه معناى ذيل است :
1 - اينكه به معناى قبول كردن آن حضرت باشد ، به اين معنا كه نه افراد را تكذيب نموده و نه به آنها سوءظنّ داشته است .
2 - مراد از آن ( اذن خير ) اين باشد كه حكم به عدم كذب افراد مىنموده و خبر مخبر را به حسب اعتقادش مطابق با واقع مىدانسته است .
3 - مراد از آن ( اذن خير ) اين باشد كه خبرى كه به سمع آن حضرت مىرسيد مطابق با واقعش مىدانسته و آثار واقع را برآن مترتب مىساخته است .
حال در صورتى مىتوان به آيهء اذن بر حجيّت خبر واحد استدلال نمود كه مراد از ( اذن خير )