روزهاى ديگر فرق دارد ، زيرا با نمودار كردن عقايد اسلامى و بويژه توحيد ، آغاز مىشود و همچنين است در مورد دعاهاى حالات مختلف ، زيرا ما در اينجا رابطهاى محكم ميان يك حالت و دعاى مخصوص آن مىبينيم ، مثلًا دعاى مخصوص حالت غضب ، زبان و تعبيراتش مناسب همين حالت است ، بر همين اساس انسان را به ياد غضب ، قدرت و جبروت خدا مىاندازد تا قلبش خاشع شود و تندى خشمش فروكش كند .
و دعايى كه انسان وقتى خدا به او فرزندى عطا مىكند ، مىخواند ، حاوى شكر خداست ، سپس دعا به اين موضوع اشاره خواهد داشت كه اين فرزند به زودى وارث پدر خواهد شد تا پدر را متوجّه پى درپى آمدن و رفتن نسلها كند و اينكه گامهاى نسل جديد بانگ رحيل نسل پيشين است ، پس بر اوست كه آمادهء وداع زندگى شود .
مىبينيم كه دعا مناسب حالت روحى انسان است و به نقطهاى واقعى كه روح آدمى با آن سروركار دارد ، اشاره مىكند . وقتى انسان در اوّل ماه به هلال مىنگرد اين دعا را مىخواند :
اى آفريدهء فرمانبر پيوسته كار ، شتابان گذرنده در فلك تدبير الهى ، ايمان آورديم به كسى كه تاريكى را با تو روشن كرد و ابهام و گنگى را با تو واضح نمود و تو را آيتى از آيات مالك خود قرار داد .
اينجا نيز رابطهء محكم و هماهنگى كامل ميان زبان و بيان دعا و مناسبت را ملاحظه مىكنيم . پس هر دعايى كه براى مناسبتى مىآيد ، هدفش دگرگون ساختن امرى است در درون انسان و ارتباط دادن آن با امرى در طبيعت و حقايق هستى .
بنابر اين از مهمترين برنامههاى اساسى براى تدبّر در دعا ، ارتباط دادن دعا به مناسبتى كه در آن و براى آن آمده و كشف ارتباطهاى ميان آنها مىباشد .
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 91
مساهمون: كمال نژاد
ص٩١