ديگر است .
بنابراين ما بايد در اين جنبهء دعا تدبّر كنيم تا حقيقت رابطهء زمان و مناسبتها را با دعا ، كشف كنيم و بتوانيم بر معارف پر شمار و گوناگون قرآن و الهى دست يابيم .
اگر در دعاهاى روز امعان نظر كنيم ، مىبينيم كه آنها اكثراً با سخن از طبيعت و ارتباط دادن آن به خالق ، آغاز مىشوند . در دعاى روز دوشنبه مىخوانيم :
« الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي لَمْ يُشْهِد أَحَداً حِيْنَ فَطَرَ السَّموَاتِ وَالأَرْضَ ، وَلَا اتَّخَذَ مُعِيناً حِينَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ . »
« سپاس خدايى را كه وقتى آسمانها ، زمين را مىآفريد كسى را به حضور نخواست و زمانى كه جانداران را مىآفريد ياورى نگرفت . »
و در آغاز دعاى روز چهارشنبه :
« الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي جَعَلَ اللَّيْلَ لِبَاساً ، والنَّوْمَ سُبَاتاً ، وجَعَلَ النّهَارَ نُشُوراً . »
« سپاس خدايى را كه شب را پوششى ، خواب را آرامشى و روز را تكاپويى قرار داد . »
و در دعاى روز پنجشنبه :
« الحَمْدُ للَّهِ الَّذِي أَذْهَبَ اللَّيْلَ مُظْلِماً بِقُدرَتِهِ ، وَجَاءَ بِالنّهَارِ مُبْصِراً بِرَحْمَتِهِ ، وَكَسَانِي ضِياءَهُ وَأَنَا فِي نِعْمَتِهِ . »
« سپاس خدايى را كه شب تاريك را به قدرت خود از ميان برد و روز روشن را به رحمتش بياورد و پرتو خود را در من پوشانيد و من در نعمت او هستم . »
ولى در دعاى روز جمعه چنين مىخوانيم :
« الحَمْدُ للَّهِ الأَوَّلِ قَبْلَ الإنْشَاءِ وَالإحْيَاءِ ، وَالآخِرِ بَعْدَ فَنَاءِ الأَشْيَاءِ . »
« سپاس خداى را كه اوّل است پيش از آفرينش و زندگى بخشيدن و آخر است بعد از فناى اشياء . »
ملاحظه مىشود كه زبان و بيان دعاى روز جمعه با زبان و بيان دعاهاى
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 90
مساهمون: كمال نژاد
ص٩٠