روى استدلال و برهان ، ايمان به آخرت بايد تا درجهاى در نفس تثبيت شود كه انسان آن را جزئى از انديشه و رويكردهاى خود قرار دهد .
يكى از دانشمندان غرب بنام « براتراتسن » در كتاب خود ، با نام « دربارهء تربيت » مىگويد : روحانيّون فرزندان خود را بر اساس ايمان به آخرت و عمل در جهت آن تربيت مىكنند . سپس مىافزايد :
من شخصاً به آخرت ايمان ندارم ، امّا آنكه به آخرت ايمان دارد و ايمان دارد به اينكه در آنجا زندگى طولانى و جاويد خواهد داشت ، حال يا در آتش و عذاب ، يا در بهشت و نعمت ، ناچار فرزندش را بر اين اساس تربيت مىكند ، زيرا دنيا نسبت به آن روز هيچ نيست ، ارزش هفتاد سال عمر در مقايسه با ميليونها سال چيست ؟ لحظهاى بيش نيست ؛ بنابراين كسى كه به آخرت ايمان دارد نمىتواند مانند كسى كه به آن ايمان ندارد زندگى كند ، پس اختلافى وسيع ميان زندگى اين دو وجود دارد .
در حديث آمده است :
در شگفتم كسى كه يقين به مرگ دارد چگونه مىخندد ؟
تنها تصوّر مرگ و اين پايانى كه از آن نمىتوان بازگشت ، كافى است تا باعث شود آدمى هرگز در زندگى نخندد ، چه رسد به تصور آنچه پس از مرگ هست ؛ مرگ از سادهترين مراحل قيامت است ، مرگى كه انسان از آن در دنيا مىترسد ، دوزخيان در قيامت آن را تمنّا مىكنند ، زيرا بسيار سادهتر از ترسها و رنجهاى عذاب و آتش است ، آيهء كريمه مىفرمايد :
( وَنَادَوْا يَامَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ قَالَ إِنَّكُم مَّاكِثُونَ ) .
( سورهء زخرف ، آيهء 77 )
« ندا كردند كهاى مالك از خداى خود بخواه كه ما را بميراند تا از عذاب برهيم ، گفت شما در اين عذاب هميشه خواهيد بود . »
در مجمع از اميرالمؤمنين عليه السلام در تفسير اين آيه آمده است : اهل دوزخ به
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 189
مساهمون: كمال نژاد
ص١٨٩