« و خشم دلهاى ما را ببر » شفاى دلها فقط اين نيست كه خدا ما را شكيبا و خرسند و خوشنود كنند و فقط اين نيست كه دل ما از حسد و كينه پاك باشد ، بلكه اين است كه دل ازهر خشمى تهى باشد از خدا مىطلبى كه اين غيظ را از دلت ببرد و اين با ساقط كردن دشمنان انسانيّت و شكست حكومتهاى اهريمنى و قدرتهاى استكبارى جهان است .
« و هدايتمان كن به اذن خود به حقّى كه مورد اختلاف است » از فوايد حكومت اسلامى و رهبرى مكتبى آن است كه اختلافات را بر اساس هدايت به حق و صواب از ميان بر مىدارد :
« و هدايتمان كن به اذن خود به حقّى كه مورد اختلاف است تويى آنكه هر كه را خواهى به صراط مستقيم هدايت مىكند و ما را با او بر دشمن تو و دشمن خود يارى ده ، اى معبود راستين آمين » و بالآخره اگر دولت و حكومتى اسلامى وجود داشته باشد مجموعهاى از دشمنان باقى خواهند بود كه اميد پيروزى بر آنان را داريم و از خدا مىخواهيم كه در اين كار ياريمان دهد .
در پايان دعاى افتتاح از مستكبران ، قدرتمندان و چيرگانى كه بر مستضعفان عقب مانده و متفرّق ستم مىكنند ، به خدا شكايت مىبريم و مىگوييم : « خدايا ما شكايت فقدان پيامبرمان و غيبت وليّمان وفراوانى دشمنانمان و كم شمار بودن خود و سختى فتنهها را به پيشگاه تو مىآوريم » از فتنههاى بسيار كه از هر ناحيه بر امّت هجوم مىآورند شكايت مىبريم ، آيا اسرائيل و نظامهاى طاغوتى و در پشت سر آنها استكبار جهانى فتنههاى اين امّت نيستند ؟
« و از غلبهء روزگار بر ما نزد تو شكايت مىكنيم ، پس بر محمّد و آل او درود فرست و ما را با پيروزيى عاجل و بر طرف كردن زيان و ياريى كه بدان عزّت مىبخشى و چيرگى و دليلى حق كه آشكار مىگردانى و رحمتى كه با آن ما را تجليل مىكنى و عافيتى كه در ما مىپوشانى يارى ده ، برحمتك يا ارحم الراحمين . »
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 186
مساهمون: كمال نژاد
ص١٨٦