كه خدا ما را نيافريده تا بدينگونه در فقر و عقب ماندگى بسر بريم ، روشها و وسايلى هست كه بايد در جستجوى آنها باشيم و آنها را پى گيريم تا زندگى مسكينانه و عقب مانده را به پايان بريم : « و عائل ما را غنى كن ، قرض ما را ادا كن و فقر ما را جبران كن » در اينجا تفاوتى هست بين فقر ، و مسكنتى كه از آن در اين دعا به كلمهء « عائل » تعبير مىكنيم ، مسكنت يعنى اينكه انسان حتى قوت روزانهاش را نداشته باشد .
در حالى كه فقر يعنى اينكه زندگى انسان در سطح زندگى ديگران نباشد ، گاهى فقير كسى است كه خانه و اثاثيهاى خوب دارد ، امّا در جامعهاى زندگى مىكند كه همه اتومبيل شخصى دارند و او ندارد . كشورهاى ما عموماً فقير به شمار مىآيند و وقتى مىخواهند ما را گمراه كنند كشورهاى ما را كشورهاى در حال رشد مىنامند در حالى كه براستى كشورهاى ما آنچنانكه بايد در حال رشد نيستند ، معدّل رشد در كشورهاى ما پايينتر از حدّى است كه بايد باشد . رشد جمعيّت بيشتر از رشد اقتصاد است ، بنابراين كشورهاى ما در حال رشد نيستند و دليل آن وجود شكاف گسترده بين شمال و جنوب است و ما بايد اعتراف كنيم كه فقير هستيم تا آنكه براى به پايان آوردن فقر بكوشيم : « و فقر ما را جبران كن و خلل ما را مسدود كن » يعنى مواضع فقر را ، « و سختى ما را آسان كن » انسان بايد به يارى خدا براى آسان كردن مشكلات زندگى بكوشد و اين دعا انسان را به سمت كنار انداختن تسليم در برابر وضعيت دشوار و زندگى سخت خود مىراند ، بلكه انسان بايد براى دگرگون ساختن آن به زندگى بهتر بكوشد : « و روى ما را سفيد كن . »
« اسيران ما را آزاد كن و حاجتهاى ما را روا كن » توقّعات ما را از طريق امام غايب كه او را براى نجات ما بر مىانگيزى تحقّق بخش ، « وعدههاى ما را برآورده كن » خدا ما را وعده داده است كه بر دشمنان پيروزيمان دهد . و ما به « رهبرى نياز داريم كه به دور آن جمع شويم تا خدا به سبب آن ما را رهايى بخشد و به وعدهء خود با پيروز كردنمان وفا كند ، « و دعاى ما را استجابت كن و خواستهء ما را عطا كن و ما
دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 184
مساهمون: كمال نژاد
ص١٨٤