تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
پس براى بازگردانيدن انسان به انسانيّت خود و به ياد او آوردن اينكه : اى انسان تو مىتوانى زندگى رفيعى بنا كنى و اين زندگى كه دارى زندگى عقب مانده‌اى است ، بايد آن را رها كنى و دگرگون سازى ، بايد با همهء زمينه‌هايى كه باعث آن شده كه تو اين چنين زندگى داشته باشى بستيزى ، چه به عنوان فرد در مقابل طبيعت و چه به عنوان جامعه‌اى در برابر ساير جوامع ، تا به زندگى آزاد دست يا بى ؛ براى تذكّر اين حقيقت به انسان به دعاهايى نيازمنديم كه به ما مىگويند : هرگاه زندگى شما سخت شد و اوضاع زندگانى شما درهم پيچيد و وضعيّت شما به حالتى استثنايى رسيد و دنيا به شما پشت كرد ، به اين معنى نيست كه فعلًا استحقاق پيشرفت و كرامت را نداريد و بايد به اين حال راضى شويد ؛ بلكه بر عكس ، بر شماست كه پيوسته از خدا بخواهيد كه زندگى بهترى به شما ببخشد و اين درخواست و دعا شما را مؤمن مىكند به اينكه وضعيتى بهتر از اين كه داريد امكان‌پذير است و مىكوشيد تا به آن برسيد و اين چنين آتش آرزو در شما خاموش نمىشود و روح پيشرفت در درونتان نمىميرد . بخش اخير دعاى افتتاح در همين چارچوب است : « خدايا با او پريشانى ما را بر طرف كن » تا امّت امّتى يگانه شود ، « و پراكندگى و رخنهء ما را بر طرف فرما » ديوارها و دژهاى كشورهاى ما ويران شده است ، در آن رخنه‌هايى پديد آمده است كه دشمن از آن به درون مىخزد و اين رخنه‌ها جز با تضرّع و درخواست از خدا ، سد نمىگردد . با يك نگاه به جهان اسلام به عمق پراكندگى و چند دستگى كه در كشورهاى اسلامى وجود دارد پى مىبريم ، و اين كه چگونه اين كشورها به بهانه‌هاى مختلف قومى و ملّى باهم اختلاف دارند و از هم پراكنده هستند . « و شكاف ما را بپيوند » شكاف كمتر از رخنه است ، امّا به سهم خود چيزى