تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دعا (معراج مومنين و راه زندگى) (فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
پس هنگامى كه در ماه رمضان دست خود را بازارى و تضرّع به سوى خدا دراز مىكنيم و مىگوييم : « خدايا شادى نثار مردگان كن ، هر فقيرى را بى نياز كن ، هر گرسنه‌اى را سير كن ، هر برهنه‌اى را بپوشان ، هر امر فاسد از امور مسلمانان را اصلاح كن ، حال بد ما را به حال نيك خود تغيير ده . . . » وقتى اين دعاها را مىخوانيم به اين معنى نيست كه فقط زبان خود را براى خواندن اين عبارات به حركت درآوريم يا محقّق شدن اين امور را تمنّا كنيم بلكه به اين معنى است كه اين را برنامهء زندگى خود قرار دهيم و بكوشيم تا شادى نثار گور مردگان كنيم و اين با طاعت بيشتر كه ثواب آن را نثار آنها مىكنيم ميسّر است و با هماهنگى و هميارى بيشتر ، در آنجا كه شهيد يا متوفّى آنچنانكه اگر پيشوا و امامى باشد چشم به راه انسجام و هماهنگى است . هنگامى كه مىگوييم : « خدايا هر گرسنه‌اى را سير كن » براى بر طرف كردن گرسنگى مردمان گرسنه مىكوشيم و هم‌چنين وقتى مىگوييم : « خدايا هر امر فاسدى را از امور مسلمانان اصلاح كن » بايد در جهت اصلاح روابط مردم به شكلى منظّم بكوشيم . بنابراين دعاها همچنانكه از بندهء مسكين و مخلوق كه ضعيف است به سوى خالق نيرومند روان مىگردد تا آن را مستجاب كند و به شكل غيبى محقّق بدارد ، هم‌چنين برنامه‌اى عملى است كه انسان بايد طبق آن عمل كند و در جهت تحقّق آن بكوشد . از جهت ديگر بعضى از جوامع بشرى گرفتار عقب ماندگى و ستم و استضعاف هستند تا جايى كه حتى صرف آرزو و اميد و امنيّت و بردبارى را براى رسيدن به سطح پيشرفته‌اى از زندگى از دست داده‌اند . مثلًا جوامع مستضعف در كشورهاى دور افتادهء آسيا يا بعضى از مناطق افريقا يا امريكاى لاتين ، در فكر اين نيستند كه روزى صاحب بمب هسته‌اى شوند يا استقلالى كامل در رويارويى با شرق و غرب بدست آورند .