تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الملخص في أصول الدين — صفحة مقدمة 11

مساهمون:

صمقدمة ١١
امامت پرداخته ، وبعدها شيخ طوسي فشرده‌اى از بخشهاى مهمّ آن را با نام « تلخيص الشّافى » تدوين نمود . دوّم : كتاب « الصّرفة في اعجاز القرآن » است ، كه عمدة به نقد نظر قاضى عبد الجبار وديگران در موضوع معجزه بودن كلام وحى ، واثبات نظريه صرفه كه سيّد بدان معتقد بود پرداخت . سيّد پس از درگذشت شيخ مفيد مدّت دو دهه از سال 413 تا 436 ه عهده دار منصب مرجعيّت شيعه بود . ودر اين مدّت با استقلال تمام توانست به ترويج وتثبيت انديشه‌هاى خود در ميان شاگردان « دار العلم » بپردازد . وتوانست جمعى را بپروراند كه پس از أو ادامه‌دهنده أفكار وانديشه‌هاى أو گردند . سرآمد آنان در عراق شيخ طوسي ( متوفّاى 460 ه ) بود ، كه جانشينى أو را در تدريس وزعامت اماميّه به عهده گرفت ، وبعدها به همّت أو يكى از حوزه‌هاى علمي كهن شيعه با رويكرد عقلي وأصولي تأسيس شد .

كتاب ( الملخّص في أصول الدين )

همان‌گونه كه پيشتر گذشت يكى از جنبه‌هاى ارزشمند زندگانى سيّد مرتضى ، انديشه‌هاى كلامي اوست . موضوع رابطه تنگاتنگ وتأثير پذيرى يا پيروى سيّد مرتضى - وپيش از أو استادش شيخ مفيد ، وپس از أو شاگردش شيخ طوسي - از مكتب كلامي معتزله ، از دير باز مورد توجّه مستشرقين ، وجز آنان از نويسندگان مسلمان قرار گرفته است . وتقريبا همگى با توجّه به وجود انديشه‌هاى عقل‌گرايانه - كه از پايه‌هاى اساسى تفكّر معتزله به شمار مىرود - در نوشته‌هاى سيّد مرتضى ، وى را پيرو آن مكتب دانسته‌اند ، بلكه پا را از اين فراتر نهاده ومعتقدند كه علم كلام اماميه پيرو وتابع علم كلام معتزله مىباشد . ودر دهه‌هاى أخير سه تن از مستشرقين ، يعنى و . مادلونگ ، مارتين مكدرموت ، خانم اشميتكه ، در تحقيقات ونوشته‌هاى خود بر اين موضوع تأكيد دارند . در پيشگفتار عربى اين كتاب به تفصيل در اين باره سخن رفته وبه نقد جدّى اين