يعنى شيخ مفيد ( متوفاى 413 ه ) به تحصيل پرداخت ، به نوشتهء مؤرخين سيّد به همراه برادرش از سالهاى كودكى نزد شيخ مفيد به آموختن پرداختند ، وسيّد مرتضى از معدود شاگردان فراوان مفيد بود كه دقيقا تمامى ويژگىهاى وانديشههاى أستاذ خود را دريافت نمود ونسخهاى از أو گرديد ، وتوانست ميان فقه وكلام تلفيق نمايد . ودر حقيقت گرچه سيّد زندگانى علمي خود را با خواندن فقه آغاز نمود ، وهمواره نيز به عنوان فقيهى صاحب نظر ومتبحّر در مسائل فقهى شناخته مىشد ، ودو دهه پايانى عمر خود را در سالهاى 413 تا 436 ه به عنوان مرجع تقليد ومفتى أعظم وشيخ اماميّه به پايان رساند ، ليكن همواره ودر تمام مراحل زندگى علمي خود از علم كلام ومباحث كلامي دور نگرديد ، بلكه با توجّه ومقايسه ميان نوشتهها ورسالههاى كلامي أو با كتابهاى فقهى مىتوان گفت كه ، همواره جنبهء كلامي سيّد بر جنبههاى فقاهتى أو چيرگى داشته است . وبه تعبير دقيق مىتوان أو را فقيهى متكلّم يا متكلّمى فقيه ناميد . سيّد دنبالهرويى مبتكر از مكتب شيخ خود در كلام وفقه وأصول بود ، از اين رو به پروراندن مباحث عقلي كه شيخ مفيد بنيانگذار آن در مذهب اماميّه - در مقابل روش أهل حديث حوزهء قم - بود پرداخت . كتابها ورسالههاى فراوان أو شاهدي بر اين گفتار است . سيّد موقعيّت اجتماعي وسياسي وثروت ومكنت فراوان خانوادگى وشخصي خود را در راه توسعهء انديشههاى عقلگرايانه خود به كار بست . خانهء خود را « دار العلم » نمود ، وكتابخانه بزرگى را فرآهم نمود . ونخبهگان شاگردان شيخ مفيد ، وجز آنان را در آن جمع نموده ، وبه تربيت نسلي از فقيهان متكلّم ومتكلّمان قدرتمند در بحث وجدل پرداخت ، وخود نيز با استفاده از وضعيّت سياسي واجتماعي دار الخلافة بغداد ، به مبارزه علمي وسيعى با مخالفان اماميه پرداخت . پاسخنامهها ورسالههاى ردّيه أو بر عليه اعتقادات وانديشههاى مذاهب ونحلههاى فعّال در بغداد شاهدي بر اين حقيقت است . علاوة بر آنها سيّد دو كتاب مفصّل در پاسخ گويى وردّ انديشهها وگفتههاى قاضى عبد الجبار اسدآبادى همداني معتزلي در كتابش « المغنى » نوشت :
نخست : كتاب « الشّافي في الإمامة » است ، كه به نقد انديشههاى قاضى در موضوع
الملخص في أصول الدين — صفحة مقدمة 10
مساهمون: الشريف المرتضى
صمقدمة ١٠