حاوى اخبار بسيار ولى آميخته به افسانه و اشتباهات تاريخى بوده . در انساب سمعانى « 1 » از يك اثر ديگر مؤلف مزبور بهعنوان « معجم الشيوخ » ياد شده است .
نه تنها محققان اروپائى بلكه ناقلان اسلامى نيز اطلاعات خويش را دربارهء حوادث ماوراء النهر در زمان قراخانيان منحصرا از تأليفاتى كه در ايران نوشته شده بوده اخذ كردهاند و اين حقيقت حاكى از سقوط فرهنگ و دانش در قلمرو دولت مزبور مىباشد . نخست البته بايد از تأليفات مورخانى كه در دربار سلاطين غزنوى بودهاند ياد كنيم . غزنويان در نواحى جنوب آمودريا ( جيحون ) جانشينان بلافصل سامانيان بودهاند .
در زمان غزنويان تأليفات تاريخى بالنسبه فراوان بوده . متقدمترين تأليف تاريخى آن زمان به قلم ابو منصور حسين بن محمد ثعالبى ( همعصر عبد الملك بن محمد كه پيش از اين از او نام بردهايم « 2 » ) براى برادر محمود ، يعنى ابو المظفر نصر بن سبكتگين ( متوفى به سال 412 هجرى ) نوشته شده
هامش
( 1 ) - همانجا ص 64 . ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ، زير كلمات « الالمعى » ، و « الكاجغرى » ) ص 130 - 129 ( جمال قرشى ) .
( 2 ) - اما خواندمير تأليف اين كتاب را به عبد الملك نسبت مىدهد ( خواندمير ، تهران ، چاپ 1271 ،I I، 140 ) از آنجائى كه در نسخهء خطى كتابخانهء پاريس نام مؤلف ذكر نشده ؛ ممكن است حاجى خليفه اشتباها نقل كرده و مؤلف كتاب « تاريخ » و « يتيمه » شخص واحدى باشد . ولى حاجى خليفه مىگويد كه : مؤلف تاريخ از مردم مرعش ( در آسياى غربى ) و نويسندهء « يتيمه » اهل نيشابور بوده و اين موضوع امكان اشتباه را از طرف او رد مىكند ، در كتاب ابن معين « فردوس التواريخ » ، ورق 422 آ نام ثعالبى مورخ عبد المطلب بن محمد بن اسمعيل ذكر شده ( به شمارهء بعدى حاشيه رجوع شود ) .