دارد . با اين حال يعقوبى در تنظيم تاريخ خراسان از منبع اصلى طبرى ، يعنى تأليفات مداينى « 1 » ، استفاده كرده . مع هذا گاه در اثر وى جزئيات جالبتوجهى يافت مىشود كه در تأليف طبرى وجود ندارد . سرانجام بايد از تأليف ابو حنيفه ( احمد بن داود الدّينورى ، متوفى به سال 288 هجرى ) كه توسط گيرگاس چاپ و منتشر شده ياد كنيم . اين اثر بهرغم اختصار آن ، كه فقط تا سال 227 هجرى تاريخ وقايع را ذكر كرده ، براى ما بىفايده نيست « 2 » .
در قرن سوم هجرى ، به موازات تأليفات تاريخى ، كتب جغرافيا نيز وجود داشته و آثار سياحانى كه بهخاطر ارضاى كنجكاوى مردم و توجه ايشان به وصف سرزمينهاى كمشناخته مىنوشتند و همچنين تأليفات كسانى كه براى رفع حوايج مقامات دولتى به شرح مسالك و تدوين راهنماهاى رسمى و تنظيم كتب آمار دربارهء درآمد نواحى مختلفه مىپرداختند ، در اين شمار است . اينگونه آثار در نيمهء شرقى كشور نيز ، حتى در قرن دوم هجرى نوشته شده . مثلا از « كتاب خراج خراسان » تأليف حفص بن منصور مروزى دبير على بن عيسى والى خراسان ( 180 - 191 هجرى ) « 3 » مىتوان ياد كرد .
تأليفات جغرافيائى قرنهاى سوم و چهارم توسط دگوئه [ دخوئه ] زير
هامش
ترجمه شده و بعدها هم در مجموع «Corpus scriptorum Christianorum orientalium» به طبع رسيده .
( 1 ) - يعقوبى ، « تاريخ » ،II، 4 .
( 2 ) -l » . Publie؟Kitab al - akhbar at - tiwa» ،Abu Hanifa ad - Dinaweri،Kratchkowsky؛ 123 ،Brockelmann , GAL , Bd I , S؛ 1888 .Par V . Guirgass , Leide-LXVII Bd . ZDMG , Sey، 1913 ) . 1912 .Leide، «Preface etc . a Abu Hanifa» ( تقريظ :Bold( 3 ) - « متون » ، ص 2 ( از گرديزى ) .