از اين مطالب تاريخ طبرى ، بر خلاف اكثر تأليفات ديگر ، هرقدر به زمان حيات مؤلف نزديكتر مىشود مختصرتر و كوتاهتر مىگردد و اين اختصار مطالب در شرح وقايع عصر خود مؤلف به منتها درجه مىرسد و بطورى كه بروكلمان مىگويد شايد كبر سن طبرى ( وى در سال 224 هجرى متولد شده بوده ) سبب آن بوده . ولى ابن اثير با مهارت زايد الوصفى مطالب و مداركى را كه در دسترس داشته تنظيم نموده و تأليف سلف خويش را تكميل كرده . منابع وى در بسيارى از موارد عجالة بر ما مجهول است و در پارهاى از موارد نيز امكان رسيدگى به دقت و صحت گفتار وى موجود و نتايج اين رسيدگى آنچنان به سود وى است كه مىتوان ، حتى در مواردى كه منابع وى بالكل مجهول باشد نيز به او اعتماد كرد . اينكه عقيدهء بروكلمان تا چه حد درست و منصفانه است از نمونهء زير مشهود مىباشد :
مثلا تفصيل زدوخورد اعراب با چينيان را ( سال 134 هجرى قمرى ) ، زدو خوردى كه سرنوشت بخش عربى آسياى ميانه را تعيين كرد ؛ فقط در اثر ابن اثير مىيابيم . نه طبرى و نه بطور كلى ديگر تأليفات تاريخى تازيان كه به دست ما رسيده ، هيچيك سخنى در اين باره نگفتهاند . و ضمنا بايد گفته شود كه « تاريخ چينى سلالهءتان » « 1 » نيز سخنان ابن اثير را تأييد مىكند .
از ميان آثار متأخرتر عربى كه در آن به نقل گفتههاى پيشينيان خويش پرداختهاند و از لحاظ ما واجد اهميت است كتاب معجمگونهء « وفيات الاعيان و انباء ابناء الزمان » ابن خلكان ( شمس الدين احمد بن محمد . وفات در سال 681 هجرى قمرى ) را مىتوان ياد كرد كه چندبار
هامش
( 1 ) - بارتولد « دربارهء مسيحيت در تركستان » ص 7 و همچنين «Documents» .sq142 ، 297 صChavannesثعالبى نيز در « لطايف » از اين نبرد ياد كرده ( 126 ) .