نزديك پيكند ( بيكند ) نهر ( اريق ) حرامكام جارى بوده كه كمتر زمانى به شهر مىرسيده و آب آن به بحيره ( درياچهء ) سامجن مىريخته . كلمات « حرامكام » و « سامجن » گواه بر آن است كه منظورنظر همان اريقى است كه در چهار فرسخى بخارا جادهء خراسان را قطع مىكرده است .
بگفتهء استخرى « 1 » فاضلآب آن به رودخانه بازمىگشته . درياچه ( بحيره ) سامجن در قرن ششم هجرى به نام « بارگين فراخ » ( بركهء فراخ ) نيز مذكور است و از آن به نام كنونى تركى قراكول ( درياچهء سياه ) نيز ياد شده است .
در اين درياچه مرغان آبى و ماهى بسيار بوده . ميان پىكند ( بيكند ) و فرب - كه پيشتر شرح آن داده شد - دشت ريگزار ممتد بوده و پهنهاى به وسعت 12 فرسخ را فرو گرفته بوده « 2 » .
شهر بيكند ( پىكند ) ، مانند بسيارى شهرهاى ديگر ، پس از سقوط دولت سامانيان رو به انحطاط رفت . در آغاز قرن ششم هجرى ارسلان خان كوششى براى تجديد بناى آن به عمل آورد و حتى كاخى براى خود ساخت و مىخواست نهر جديدى براى شهر حفر كند . شهر بر كوه نهاده بود ولى كوه بلند نبود . خان فرمود تا جوئى در كوه كنند و آب به آنجا رسانند . معلوم شد كه كوه از سنگ بسيار صلب است و پس از كوششهاى بسيار كه به بهاى
هامش
( 1 ) - استخرى 311 . از اين مطالب گويا بتوان چنين نتيجه گرفت كه اريقزر و اريقطاحونه شعبههاى اريق حرامكام بودهاند .
( 2 ) - سمعانى ( چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الكبيرى » و ياقوت ( « معجم »I V، 234 ) از « ديه بزرگ » ( « القرية الكبيرة » به عربى و « ده بزرگ » به فارسى ) در نزديكى جيحون ، و اطراف بخارا ياد مىكنند ( در تأليف سمعانى چنين نوشته شده ) .