تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
بازرگانان محل با چين دادوستد داشتند و حتى به تجارت دريا ( محتملا با شهرهاى كرانهء درياى خزر ) مىپرداختند . هريك از شهرهاى بخارا براى خود در كنار دروازهء پىكند رباطى داشته « 1 » . و تعداد اين گونه رباطها بيش از هزار بوده . و در هريك دستجات مسلح مستقر بوده تا در برابر تهاجمات تركان پايدارى كنند . نرشخى آغاز انحطاط رباطها را سال 240 هجرى قمرى مىداند ( ظاهرا بسبب تقويت امنيت خارجى ديگر وجود آنها لازم نبوده ) . در زمان مقدسى ، با اينكه خود شهر « بيكند » در عهد سامانيان معمور و با رونق بوده ، بخشى از رباطها به حالت مخروبه افتاده بوده . شهر « بيكند » با باره‌اى محكم محصور بوده و در حدود بارهء داخلى « 2 » فقط يك مدخل داشته . دو بازار وجود داشت : يكى در كهن‌دز و ديگر در حومه . محراب مسجد جامع آن مشهور و مذهب و مرصع به سنگهاى قيمتى بوده . و از لحاظ طلاكارى بر جملهء محرابهاى ماوراء النهر برترى داشته . شهر در كنار دشت قرار داشته و بدين‌سبب در اطراف آن دهكده وجود نداشته . و فقط در مغرب آن ، بر اقصى كرانهء دشت قريهء مستحكم آمدز برپا بوده .
هامش
( 1 ) - ( در چاپ انگليس 1928 ، ص 117 ( :military station or:a rabat» «Karavon - Saray) آمده ولى از فحواى كلام در اينجا معنى اولى يعنى « پاسگاه نظامى » در نظر بوده - تحريريه ) ( 2 ) - ظاهرا در اين مورد معنى كلمهء « حصن » همين است - همچنانكه در غالب موارد ديگر نيز در تأليف مقدسى به همين معنى است ( رجوع شود به همان صفحه : « قهندز و حصن » و « حصن و قهندز » ، در ص 291 : « الجامع فى الحصن و القهندز خارج منه » )