( 7 / 1 ) و ورثهء خويش ( 7 / 1 ) وقف كرد [ در تاريخ بخاراى نرشخى چاپ طهران نوشته : كه دو دانگ بر علويان و دو دانگ بر درويشان بخارا و دو دانگ بر ورثه وقف كرد و اين درستتر به نظر مىرسد - مترجم ] .
نرشخى در چند جاى تأليف خود از قريههاى ايسوانه « 1 » و سقمتين و سمتين « 2 » و سامدون « 3 » ( شايد همان سمتين باشد ) و سفنه و سيونج « 4 » و غجدوان « 5 » يا غجدوان ياد مىكند ( سمعانى آن را « غجدوان » مىخواند و موضعش را در 6 فرسخى بخارا مىداند و مىگويد كه از لحاظ بازرگانى اهميت وافر داشته ) « 6 » .
اين روستا تاكنون نيز نام غجدوان را حفظ كرده و از اريق خرقانرود يا كلكانرود مشروب مىشود . اين همان « خرقانسفلاى » جغرافيون قرون وسطى مىباشد . در كتب كنونى اين ناحيه ( تومن ) گاه به نام روستا ( تومن غجدوان ) و گاه به نام نهر ( تومن خرقانرود ) خوانده مىشود « 7 » . نرشخى از روستا يا دژ نرشخ يا نرجك « 8 » ( دربارهء موضع آن به بعد رجوع شود ) نيز
هامش
( 1 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 5
( 2 ) - همانجا ، 6 .
( 3 ) - همانجا ، 32 .
( 4 ) - همانجا ، 10 - 5 ، سيونج ممكن است همان ايسوانه باشد .
( 5 ) - همانجا ، 66 .
( 6 ) - سمعانى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ، ورق 306 ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الغجدوانى » : « قرية من قرى بخارا على ستة فراسخ منها و بها سوق فى كل اسبوع يوما يجتمع فيها اهل القرى للبيع و الشرا » .
( 7 ) - رجوع شود به : بارتولد ، « آبيارى » ، ص 120 .
( 8 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 67 .