روستاى ماستين ياماستى ، كه يكى از قديمترين قراى بخارا شمرده مىشده ، قرار داشته « 1 » و در قرن دوازدهم ميلادى متروك و مخروبه و بىآب بوده « 2 » .
روستاى ذيمون كه پيشتر ذكر آن رفت در دو فرسخ و نيمى بخارا قرار داشته . آنسوتر ، به فاصلهء 3 فرسخ حصار جاده را قطع مىكرده . در سمت راست جاده - در درون حصار - روستاهاى خجارد ( در سه فرسخى بخارا و يك فرسخى جاده ) و مغكان « 3 » ( در 5 فرسخى بخارا و 3 فرسخى جاده ) قرار داشتند . در پشت حصار و چهار فرسخى بخارا قريهء خنبون و در جوار آن روستاى تاراب واقع بوده « 4 » . زمانى قتيبه در پهنهء واقع ميان خنبون و تاراب و رميثن از طرف سغديان و تركان محاصره شده بود « 5 » . و ديگر در 5 فرسخى بخارا شهر پىكند « 6 » [ بيكند ] كه حتى در دوران پيش از اسلام هم مركز تجارى بزرگى محسوب مىشده ، قرار داشته . پىكند مانند رميثن و فرخشه قديمتر از بخارا بوده . و آن را « شهرستان روئين » و يا « شهر بازرگانان » « 7 » مىخواندند .
هامش
( 1 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 3
( 2 ) - « متون » ص 66 ( سمعانى ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الماستينى » .
( 3 ) - استخرى ، 315 .
( 4 ) - سمعانى ، نسخهء خطى موزهء آسيائى ورقهاى ، 154 و 269 ؛ چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الخنبونى » و « الطارابى » ؛ ياقوت ، « معجم » ،II، 474 ،III، 487 ( در اينجا كلمات « عند خنبون » ، افتاده است ) . « خجاد » هم در تأليف سمعانى ( چاپ مارگوليوس ، ذيل كلمهء « الخجادى » ) همچون روستاى بزرگى ذكر شده كه مسجد دارد .
( 5 ) - نرشخى ، چاپ شفر ، 44 .
( 6 ) - همانجا ، 17 - 16 ؛ استخرى ، 314 ؛ مقدسى 282 .
( 7 ) - طبرى ،I I، 1185 . دربارهء « شهر مس » و يا « كاخ مس » و همچنين اصطلاح « جغرافياى اساطيرى » رجوع شود به 639 .ge » S؟Beitra» ،Marquartو همچنين 3q، 83 .S، «ahr؟Erans» ،Marquart( همچنين رجوع شود به : زيمين ، « ويرانههاى پيكند قديم » ؛ كساتى ، « حفريات پيكند » . - تحريريه )