تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
دخالت ايشان صورت نگرفته بوده . قثم در اين ايام ميان مردم به لقب « شاه زنده » مشهور است . افسانه‌اى شايع است كه او كشته نشده ولى هنگام گريز از دست كفار بدرون صخره‌اى - كه به نحو معجزه‌آسائى در برابر او گشوده شد - رفته و پس از دخول او صخره مجددا مسدود گرديده « 1 » در زمان بابر مقبرهء مزبور « مزار شاه » نام داشته « 2 » . به احتمال قوى پيش از اسلام در اين محل مقبره‌اى وجود داشته و زيارتگاه بوميان بوده و احترام بدان مرقد مبدل به بزرگداشت مرقد اين مرد مقدس دوران اسلامى گرديده . و در قرن ششم هجرى هم ، مانند اين ايام كسانى را كه مورد احترام خاص بوده‌اند در جوار مرقد قثم به خاك مىسپردند . از مدرسه‌اى به نام قثم نيز ياد شده است « 3 » . نخستين كسى كه در تأليف خود
هامش
( 1 ) - اين افسانه در كتاب « قنديه » ( به ماقبل ص 62 رجوع شود ) - در آن بخشى كه و . وياتكين ترجمه نكرده ، منقول است . و وياتكين همين افسانه را از منبع ديگرى گرفته و ترجمهء آن را درSKSO( افسانه‌هاى سمرقند ) ، ص 230 و بعد آورده است . افسانه‌هاى ديگر را آقاى لاپين درSKSO، سال 1896 ، ( لاپين ، « شاه زنده » ) ص 41 - 40 نقل كرده . ( 2 ) - « با برنامه » ، چاپ ايلمينسكى ، 55 ؛ چاپ بوريج ، ورقB44 ؛ ترجمهء بوريج ،I، 75 ( در اينجا « شاه زنده » ذكر شده ) ؛ مستخرجات به ترجمهء وياتكين ، 31 رجوع شود . ( 3 ) - « متون » ، ص 65 ( سمعانى ، چاپ مارگوليوس ذيل كلمهء « الكشانى » ) ، آقاى لاپين به استناد « تاريخ نيشاپور » ابو عبد اللّه ، مطلبى را نقل مىكند كه بانى مدرسه سلطان سنجر بوده . در واقع اين خبر از منبع تازه‌اى به نام « سمريه » ابو طاهر - خوجه مأخوذ است كه وسلوفسكى در سال 1904 طبع و منتشر ( رجوع شود به ص 22 ) و وياتكين درSKSOشمارهء 6 ( ص 175 و بعد ) ترجمه كرده ؛ به تقريظ من ( در بارهءSKSOشماره 6 ) درZVORAO، مجلد 12 ، ص 122Oو بعد رجوع شود .