يخ بنوشند . مخارج اين كار را نيكوكاران مىدادند . آب در سقاخانهها نگاهدارى مىشده و يا در مشربههاى مسين و ظروف گلين به كسان داده مىشده « 1 » .
سخنان ابن حوقل « 2 » دربارهء مجسمههاى حيوانات كه ( بهرغم مقررات اصلى اسلامى ) در ميدانهاى سمرقند برپا بودهاند بسيار جالب توجه است :
وى مىگويد : « تصاوير شگفتىانگيز اسبان و گاوان نر و شتران و بزان وحشى از چوب سرو تراشيدهاند . اين مجسمهها يكى در برابر ديگرى برپا هستند و گوئى به يكديگر مىنگرند و مىخواهند جنگ يا زورآزمائى كنند . » .
در ميان اماكن مقدسهء شهر هميشه مرقد قثم بن عباس ( شاه زنده ) مقام اول را حايز بوده . خود اعراب دربارهء اين پسر عم پيامبر كه گويا در سال 56 هجرى . به اتفاق سعيد بن عثمان « 3 » به سمرقند آمده بوده اخبار ضدونقيضى به دست مىدهند . پارهاى مىگويند كه وى كشته شده بوده و برخى مىنويسند كه به مرگ طبيعى درگذشته « 4 » . و به موجب بعضى اخبار ديگر حتى در سمرقند نمرده بلكه در مرو بدرود زندگى گفته است « 5 » .
بارى مرقد موهوم و يا واقعى قثم در دوران خويشاوندان او يعنى عباسيان مورد ستايش و زيارتگاه مسلمانان قرار گرفت و محتملا اين امر بدون
هامش
( 1 ) - همانجا ، 290 ؛ ابن حوقل . 339 .
( 2 ) - ابن حوقل . 365 .
( 3 ) - ابن الاثير ، چاپ تورنبرگIII، 425 ؛ طبرى در شرح لشكركشى سعيد (II، 179 ) از قثم ياد نمىكند ولى در تأليف ديگر خويش از او سخن مىگويد ( ضميمهء چاپ تاريخ او ؛ رجوع شود به طبرىIII، 2352 ، در پائين )
( 4 ) - بلاذرى ، 412 .
( 5 ) - يعقوبى ، « كتاب البلدان » ، 298 ؛ نرشخى ؛ چاپ شفر ، 39 .