تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تركستان نامه ( تركستان در عهد هجوم مغول ) ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خشن و بىرحمى پسران ارشد خويش زبان به شكايت مىگشايد و ايشان را به جانوران درنده تشبيه مىكند « 1 » . وى بعدها غدارانه يكى از نوكران وفادار خود را به قتل رسانيد « 2 » . اوكتاى نيز متهم شده كه « به منظور كين‌خواهى شخصى در نهان يكى از همراهان وفادار و فداكار خويش را كشته » « 3 » از ديگر سو مؤلف ادعاى بهادران را بدون شرط و قيد تأييد و تحسين مىكند - يكى از ايشان بالصراحه مىخواسته كه چنگيز خان در همهء امور به اندرزهاى او گوش فرا دهد و آنها را به كار بندد « 4 » . در اين داستان وصيتى از قول خود چنگيز خان نقل كرده كه بايد نسبت به نگهبانان خان يعنى اشراف نظامى مراتب احترام را مرعى دارند « 5 » . غايت مقصود بهادر صحرانشين - يعنى دليرى و جسارتى رام‌ناشدنى و وفادارئى تزلزل ناپذير به رئيس قوم و مهمان نوازئى بىحدومر « 6 » - به نحو برجسته‌اى در اين منظومه نشان داده شده .
هامش
( 1 ) - « افسانهء نهان » ، ترجمهء كافاروف ، 40 - 39 ( چاپ كوزين ، 91 - 90 ) ( 2 ) - همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 69 ؛ ( چاپ كوزين ، 116 ) . ( 3 ) - همانجا ، ترجمهء كافاروف ، ؛ 159 ، ( چاپ كوزين ، ص 199 ) . ( 4 ) - همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 61 ، ( چاپ كوزين ، ص 107 ) . ( 5 ) - همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 129 ، ( چاپ كوزين ، ص 170 ) . ( 6 ) - ظاهرا توصيف مسكن سرخان شيرا منجى نجيب تموچين را بايد چنين درك كرد : « خانهء او را از دور - از صداى تق‌تق زدن شير ماديان - كه از شب تا صبح دوام داشت - مىشد شناخت » . ( همانجا ، ترجمهء كافاروف ، 43 ( چاپ كوزين ، 93 ) . گمان نمىرود كه تعبير بىلطف پدر روحانى پالادى ( ص 180 ) منصفانه باشد . وى مىگويد : « شايد تهيه كوميس [ مشروبى كه همان شير تخمير شدهء ماديان است ] و يا شراب از وظايف اجبارى خانوادهء سرخان شيرا بوده » .