تملق بيرون از حد - اشاره كرده است . وى به حق اظهار مىدارد كه در آن عهد موضوع « ميهن » - به مفهوم امروزى ما - نمىتوانست مطرح باشد و چون از مصائب غير قابل احتراز زمان جنگ بگذريم مردم ايران در عهد حكمفرمائى مغولان چندان بدبختتر از زمان خوارزمشاهيان نبودند « 1 » . اما راجع به لحن مدحآميز و وفور عبارات پر طمطراق - توان گفت كه از اين رهگذر زبان جوينى با زبان اكثر مورخان ايرانى تفاوتى ندارد . در شيوهء تنظيم مطالب و بيان مؤلف نيز نقايص مهمى ديده نمىشود ، جز آنكه او چنان كه بايد و شايد مداركى را كه در دست داشته حلاجى نكرده است و گاه در گفتههايش تناقضات بزرگ ديده مىشود ولى از اين حيث هم آثار ناقلان بعدى و از آن جمله رشيد الدين بالاتر از تأليف او نيست . بر روى هم بايد اعتراف كنيم كه مؤلف منصفانه كوشيده تا شرح كامل و درستى از وقايع را به رشتهء تحرير درآورد . برترى مسلم جوينى در برابر رشيد الدين و وصاف اين است كه وى در عهد وحدت امپراطورى مغول مىزيسته و شخصا به تركستان و سرزمين اويغور و مغولستان سفر كرده بوده و كوشيده است - تا حدى كه منابع به وى اجازه مىداده - تاريخ سراسر امپراطورى مزبور را شرح دهد . رشيد الدين و وصاف بيشتر و بطور كلى به تاريخ دولت مغولى در ايران و تا حدى چين كه با آن دولت متحد بوده توجه مىكنند .
اما راجع به دولت جغتائيان ، مورخان مزبور نه تنها خود از حوادث آن سرزمين اطلاعات بسيار مبهمى داشتند بلكه حتى از گفتههاى جوينى در
هامش
( 1 ) - اين نظر مؤلف - در تأييد آبل رموزا - صحيح به نظر نمىرسد . چون در طى چند قرن بر اثر هجوم مغول مردم ايران ديگر به پاى رونق و ترقى زمان پيش از مغول نرسيدند . ( مترجم ) .