اين حكيم را « حكيم گريان » نيز خواندهاند واين - بر خلاف برداشت برخى از نويسندگان - مربوط به بدبينى أو به جهان نيست ، بلكه اشاره به رياضات بدني أو ودورى از مردم وتفكرات وتأملات أو دارد ، ودر برخى عرفاى ديگر نيز اين خصلت را ذكر نمودهاند .
شورشهايى كه در يونان بخصوص در آتن وبرخى مناطق شمالي درياى مديترانه بر پا مىشد ، واختلافهاى سياسي حكام محلى كه منجر به كمك خواستن مالي ونظامى از پادشاهان إيران مىگرديد سبب شد كه ارتش إيران چند بار به آبهاى مديترانه لشگركشى كند وبقصد تسخير شهر آتن بپردازد . اين لشگركشيها بسبب آنكه بيشتر سپاه از مزدوران محلى وحتى يوناني بودند وتسخير چند شهر كوچك - كه بيش از دههزار نفر جمعيت فقير چيزى نداشت وثروت وگنجينهاى در آن يافت نمىشد - انگيزهاى براي سپاه فرآهم نمىآورد ؛ واگر آنگونه كه هرودوت ومورخان يوناني نوشتهاند درست باشد جنگجويان آتني وهمسايگان آن دلاور ودر جنگ ودفاع با تجربه بودند واز خانواده ووطن خود دفاع مىكردند ، لذا هيچيك از اين جنگها به پيروزى شاهان نمىانجاميد وداستانسرايان يوناني از آن جنگها بمناسبت جنگهاى سالامين وماراتون ( 490 و 480 ق . م ) حماسههايى ساختهاند ودر بازيهاى المپيك از آن ياد مىكردند . « 1 »
ناامنى مناطق آباد آن منطقه - كه آسياى صغير از جمله ايونيا (
Ionie
) در تركيه در يك طرف ، هلاس (
Hellas
) ( يونان كنونى ) « 2 » طرف ديگر آن بود - سبب كوچها
هامش
( 1 ) مسابقات دو ماراتن كه يادآور شكست إيران در ماراتن است از آنگونه است .
( 2 ) يونان از ايونى مشتق شده است . سبب « يونان » ناميده شدن سرزمين « هلاس » آن بود كه شرقيها از جمله سپاه إيران نخست به آنجا رسيدند وبهمان سبب تمام منطقه را يونان ناميدند ، همچنان كه روميان ومردم اروپا چون از ناحيهاى كه مردم آنجا گريك نام داشتند به يونان آمدند آنجا را « گريك » ناميدند