عقايدش همانند فيثاغورسيان باشد ، ولى با آنان تماس نداشته ونزد آنان تلمّذ نكرده باشد .
اين حكيم بر خلاف شيوهء أستاذ خود فيثاغورس وهراكليتوس وديگران دائم در سير وسفر بوده است وبه تبليغ وترويج توحيد مىپرداخته وبا عقائد شركآميز رايج آن زمان - كه از آثار اشعار هومروس وهسيود ( دو شاعر افسانه سرا ) سر چشمه گرفته بود - با پشتكار وبه سختى مبارزه مىكرده ، وحتى براي آنكه بزبان كودكانهء مردم ومتناسب ذوق وغريزهء آنان سخن گفته باشد از بيان كلمات فيلسوفانه واستدلالي پرهيز مىنموده ومطالب خود را در قالب اشعار شيوا ودلپسند براي مردم عرضه مىساخته است .
از همت وجدّ أو بر اين كار پيامبرانه - كه به انجام رسالت إلهي شبيهتر است - بر مىآيد كه از عقائد وأوهام وخرافات ديني زمان ، وبخصوص از خدايان موهومى كه پستترين ورذيلانهترين وشهوتپرستانهترين كارها را ميان خود انجام مىدادهاند ، بسيار رنج مىبرده واز اين رو بوده است كه به هومروس وهسيود - دو شاعر ديرينه آن سرزمينها - نفرين مىفرستاده واز آنان به بدى ياد مىكرده ومردمى را كه چنين خدايانى را مىپرستيدند بباد مسخره مىگرفته است ، ومىگفته كه بشر خداى خود را آنگونه تصور مىكند كه خود أو هست واگر حيوانات نقاشى مىدانستند خدا را بشكل خود مىكشيدند . خدايانى كه مردم مىپرستند وداراى تمام مفاسد اخلاقى هستند وفساد اخلاقى را به مردم تلقين مىكنند ومىآموزند .
گزنوفانوس را يك مصلح ديني نيز دانستهاند ، ولى اين وصف نبايد أوصاف ديگر أو مانند حكمت وفلسفه وسياسي بودن أو را پنهان سازد .
نكتهء مهم ومكرّرى كه باز يادآور مىشويم آن است كه حكماى پيش از أرسطو به
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 88
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ٨٨