تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 26

مساهمون:

صمقدمة ٢٦
به غرب نقش ميانجى وواسطه را بازى كرده است چشمداشت داريم تا جاى پا واثر اين انديشه‌ها را در تعاليم أو بيابيم . اين چشمداشت وانتظار دست كم سه بار برآورده مىشود . « 1 » نفوذ ناگهانى نجوم وهيئت در يونان همراه رياضيات نيز همان‌گونه كه محققان اروپائى مىگويند ، يكى از قرائن ودلايل نفوذ آن از إيران ومشرق زمين مىباشد از جملهء آنها ، گيمن ( در كتاب زردشت . . . ) است كه مىنويسد : نظريهء أفلاك هفت‌گانه ، ناگهان در يونان ظاهر مىشود . . . شايد توسط مكتب كنيدوس (
Cnidus
) ، كه از طريق پزشكان يوناني دربار هخامنشيان با إيران مربوط بودند ، آورده شده است . ميلز (
Mills
) بر آن است كه ثنويت مزدايى در ديالكتيك هگل هم از طريق گنوسيانى چون ژاكوب بوهم وفيخته اثر گذاشته است ، ودر واقع بور در يكى از آثار خويش نشان داده است كه ايده‌آليسم آلمان ، بويژه هگل براي زمان أو ، گنوسى وهمانند پديدهء گنوسى كهن است . « 2 » برخى مستقيما به تأثير مغان إيراني در يونان اشاره كرده‌اند ، از جمله أميل بنونيست مىگويد : يونانيان ( . . . ) ، مطابق آنچه از مغان آموخته بودند ، سال كيهانى را دوازده هزارساله تقسيم به دو دورهء ششهزارساله مىشد ، كه دورهء نخست آن با ظهور زردشت مشخص شده بود . شاگردان أفلاطون براي آنكه أفلاطون را مجدّد ورأس دورهء دوم وانمود كنند فاصله آن دو ( زردشت وأفلاطون ) را
هامش
( 1 ) پيدايش دانش نجوم ، واندر وردن ، ص 191 - 193 . ( 2 ) زردشت وجهان غرب ، گيمن ، ص 125 و 158 .