بر خلاف لوكيون أرسطو ، آكادميوس أفلاطون - ودر واقع مدرسهء سقراط - بركات بسيار داشت ، وهرگز اين چراغ خاموش نشده وبنا به تعبير صدر المتألهين وسهروردى ( واشراقيون إيراني ) هرگز خاموش نخواهد شد ؛ هرچند چهره عوض كند وعيارانه خود را به صورت - يا صورتهاى - ديگر در آورد .
كلبيان
در منطقهء غرب آسيا ومديترانه دو مكتب ودر واقع دو شخصيت وحكيم بزرگ بودند كه در زمان خود پس از آن اثر عميق بر جاى گذاشتند : يكى فيثاغورس وديگرى سقراط است .
پس از شهادت سقراط شاگردان أو كه از شهرهاى ديگر آمده بودند متوارى وگريزان شدند و « هريك از گوشهاى فرا رفتند » . مدرسهء آكادمى وپس از أفلاطون مدرسهء لوكيون ، حكما ورجال ديگر عرفان را تحت الشعاع قرار داده بود ، ولى پس از أرسطو وأفلاطون نام حكماى ديگر بر سر زبانها افتاد وهريك براي خود مدرسهاى شد .
يكى از اين حوزهها كه معاصر أفلاطون وأرسطو در يونان وجود داشت كلبيان ( كلبيون يا كونيكال
Cynical
) بودند كه معروفترين حكماى آن ومظهر شيوهشان به نام ديوگنوس ( به فرانسه ديوژان
Diogenos
) گفته مىشود كه معاصر أرسطو وشاگرد آنتيشتنوس ( يا آنتيستنوس ) يكى از شاگردان سقراط وجورجياس بود .
از اين دسته فلسفهء اخلاق يا حكمت عملي باقىمانده وشيوهء آنها تحمل رياضتهاى دشوار ورنج ومصيبت همراه با شكيبايى وشجاعت وپايدارى بوده وتا اندازهاى به « ملامتيّه » در سلسلهء صوفيه مسلمان شباهت داشتند .
برخى معتقدند كه نام آنها را از آن رو كلبيان ( كلبى ) گذاشتند كه باورشان بر آن