تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 168

مساهمون:

صمقدمة ١٦٨
با اينهمه اگر آثار أو - كه بعربي ترجمه شده است - بدست اينان نمىرسيد ، آن مسائل ساده ومحدود ، به اينهمه مسائل دقيق وپيچيده وبرهاني واستدلال منتهى نمىگرديد . هنوز كه هنوز است ، أساس فلسفهء رايج سنتي بر مادة وصورت ومقولات دهگانه وعلل أربعة وعقول عشره وقوه وفعل ومانند اينها قرار دارد وگرداگرد آن بقعهء كوچكى كه أرسطو ساخته بود وشايد اميدى به دوام وبقاى آن نداشت ، امروز از بركت فلاسفهء إيراني وغير إيراني در طي ده ، دوازده قرن ، بمرور دهور ، باروهاى استوار ساخته شده وبه كاخى عظيم بدل گشته است .

ماجراى فلسفه ارسطوئى

مكتب أرسطو ، همان‌گونه كه گفتيم ، أساس استوارى نداشت وبر خلاف حكمت اشراقي أفلاطون وسقراط كه ريشه در قرون گذشته داشتند ، مكتبى بىريشه بود كه مانند گلسنگى ناگهان پديدار شده باشد ؛ از اين رو نتوانست شاگردانى توانا وپابرجا پرورش دهد ، وهمچنين توان ومادهء آن را نداشت كه با حكمت اشراق رقابت كند ونوابغى مانند فارابى وابن سينا نيز در آن دوره يافت نشدند كه با استعداد شخصي وانديشهء توانا پرده‌اى از منطق واستدلال ، وگستره‌اى از معاني ومفاهيم عالي فلسفي بر روى آن مواد اوّليه نارسا بكشند وبه آن مادهء نازيبا صورتي زيبا بپوشانند ، وضعف آن را به قوه ، وقوهء آن را به فعليت برسانند . از اين رو هنوز قرني به پايان دورهء پيش از مسيح مانده بود كه ديگر از أرسطو ومكتبش جز نامى وچند كتاب رساله باقي نماند . شاگرد معروف أرسطو - ودر حقيقت وارث أو - تئوفراستوس (
Theophrastos
) است كه بنا بوصيت أو پس از وى ادارهء لوكيون را بر عهده گرفت وتا سال درگذشتش ( 287 ق . م ) آنجا را اداره مىكرد . پس از آن ، شاگرد ديگرش استراتون - أهل لامپساك
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 168 | صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )