(
Archytas
) در شهر تاراس بقدرت رسيده بود وگروهى ديگر بعدها در سواحل اسپانيا ( يا گل ) جمهورى افلاطونى تشكيل دادند . « 1 »
سياحت أفلاطون وحوادث زندگى أو دور از وطن بسر رسيد وسرانجام در سال 385 ق . م با دستى پر به آتن بازگشت . وى نخست بشيوهء حكماى گذشته ، جايى را كنار شهر وبدور از غوغاى آن - در محلى به نام آكادموس - گرفت ودر آنجا مدرسهاى بنا كرد كه بعدها به آكادميا معروف گرديد . هدف ظاهري از آن ، آموزش علوم رايج بود ، ولى در واقع أفلاطون تمام تلاش خود را در انجام رسالتي بكار مىبست كه سقراط پيش از شهادت خود آن را بر دوش تواناى وى گذاشته بود .
أفلاطون وارث مكتبى بود كه ارزش واهميت حكمت نظري - يا فلسفه - را در اين مىدانست كه در عمل كارساز باشد ومردم را به سعادت ورفاه وكمال برساند . در اين مكتب كه خود وارث مكتب أنبيا بود ، در مرحله آموزش يا « بدايات » ، « حكمت عملي » مقدمه « حكمت نظري » شمرده مىشد ، ولى در « نهايات » ومرحلهء عمل ، حكمت نظري مقدمهء حكمت عملي بحساب مىآمد .
وى كه در دوران جوانيش « شديدترين اضطرابات سياسي » « 2 » را در آتن ديده بود وهمچنين در جنگ پلوپونزوس در سال 404 ق . م - كه اسپارت بر آتن پيروز گرديد - شاهد حوادث تلخ شكست ونيز تغيير حكومتها در آتن بود وديده بود كه مردم وطن أو
هامش
( 1 ) تاريخ فلسفه غرب ، برتراند راسل ، ص 246 ( فارسي ) . خواهيم گفت كه حكومت پيامبر أكرم ( ص ) وعلي بن أبي طالب وديگر انبيايى كه حكومت را بدست گرفته بودند همه تجربههاى موفق نظريهء اشراقي أفلاطون وسقراط بودند ودر دوران معاصر نيز حكومت انقلابى جمهورى اسلامى در إيران يكى از همين تجربههاست ؛ واين سخن برخى از غربيها كه حكومت افلاطونى يك اتوپيا وناكجاآباد است - وبرخى مقلدان شرقي هم آن را نقل مىكنند - يك اشتباه وكم بيني است .
( 2 ) تاريخ فلسفه ، أميل بريه ، ص 135 .