اجتماعي را نداشتند كه در آن وضع اختناق وخطر وبتعبيرى صادقتر ومناسبتر ، در شرائط « حكيمكشى » ، در محيط كوچك آتن دوام بياورند ودر آنجا بمانند . از اين رو معروفترين شاگرد وى « أفلاطون » نيز در آتن دوام نياورد ، وچنانكه خواهيم گفت بفكر سياحت وجستجوى فرزانگان واساتيد ديگرى افتاد .
أفلاطون ، كه نام اصلى أو اريسطوقليس (
Aristocles
) وفرزند يكى از رجال آتن به نام آريستون بود در سال 427 ( وشايد 428 ق . م ) در آتن ودر يك خانوادهء اشرافى پا به جهان نهاد . در ميان اشراف خويشاوند أو چند تن به حكومت استبدادي آتن رسيده بودند ودر تاريخ يونان از « تورانها » (
Tyrant
) يا جبّاران مستبدّ شمرده مىشدند . مادر أو از نوادگان سولون - فرزانهء آتني ونخستين قانونگذار آن سرزمين بود .
باين ترتيب ، أفلاطون در محيطى مرفّه به سنين تربيت وبلوغ رسيد . جوانى برازنده با قامتى استوار وشانههاى پهن ونيرومند بود . از اين رو به وى « پلاتون » ( أفلاطون ) يا عريض لقب داده بودند . به ورزش وفنون رزم وشاعرى وهنر دلبستگى داشت ونزد يكى از شاگردان هراكليتوس به آموزش حكمت وعلوم ديگر پرداخت . « 1 » در حدود بيست سالگى با سقراط آشنا شد وشيفتهء أو گرديد وملازم درس وى گشت ونزديك به 18 سال ( تا سال 399 ق . م - سال شهادت سقراط ) از أو جدا نشد .
مرگ با شكوه وحكيمانه ودر عين حال دلخراش سقراط اثر عميقى در أفلاطون وديگر شاگردان أو گذاشته بود ، از اين رو برخى آتن را رها كرده وبه نقاط ديگر رفتند ، ولى أفلاطون مدتي ديگر در آتن ماند . شايد علايقى داشته يا وصيتي از سقراط را عملي مىساخته ، ولى پس از مدتي - كه برخى آن را نه سال نوشتهاند - « 2 » از آتن بيرون رفت
و
هامش
( 1 ) شهرستانى مىگويد : « وحكى أرسطاطاليس ( في مقالة الألف الكبرى من كتاب ما بعد الطبيعة ) أنّ أفلاطن كان يختلف في حداثته إلى اقراطيلوس . . . روى عن هراقليطس . . » ( الملل والنحل ) ، ج 2 ، ص 100 .
( 2 ) تاريخ فلسفه ، أميل بريه .