تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 118

مساهمون:

صمقدمة ١١٨
خطابه‌هاى دل‌انگيز يا مجادلات بظاهر فلسفي بر پا مىكردند وپس از آنكه عده‌اى مريد مىيافتند هنر خطابه واستدلال را به آنان مىآموختند . گاهى از اين افراد براي دفاع در محاكم استفاده مىشد وكساني كه نقش وكالت در محاكم را داشتند از هنر جدل وخطابه آنان بهره‌مند مىشدند . اشراف آتن ، كه بر سر حكومت وقدرت سياسي همواره با هم در رقابت بودند فرزندان خود را براي تربيت ، به سوفسطاها مىسپردند ، وسياستمداران براي آنكه بازار حكماى راستين - كه پيوسته از لزوم داشتن « فضيلت » و « اخلاق » و « عدالت درونى » وديگر خصلتهاى حكيمانه براي حاكم ورهبر جامعه سخن مىگفتند وبازار اشراف بىفضيلت را كساد مىساختند - بىرونق گردد ، از سوفسطائيان نان به نرخ روز خور حمايت وتبليغ مىنمودند . از طرفي ديگر ، پس از حكومت پريكلس ، اشرافيت - كه به معناى خون ونژاد عالي بود - معناى وسيعترى يافته بود ودر نظر عوام حتى كساني كه هنر خطابه وسخنورى وبلاغت وفصاحت داشتند ودر دستگاه حكومت وسناى آنجا جايى بدست مىآوردند از اشراف شمرده مىشدند ، وسوفسطائيان بدين ترتيب معلمانى اشراف‌ساز بودند ومايهء اميدى براي طبقات متوسط جامعه بحساب مىآمدند . سوفسطائيان معروف زمان سقراط - كه از بركت نوشته‌هاى أفلاطون ومناظره‌هاى سقراط ، نامشان باقىمانده است - يكى پروتاگوراس (
Protagoras
) ، وديگرى گورگياس (
Gorgias
) است كه در زمان خود بسيار محترم وخوشنام بودند ؛ وبر خلاف شهرت بدى كه امروز براي سوفسطائيان وجود دارد ، اين عده تا مدتها قهرمانان علم وأدب شمرده مىشدند وبا روح مردم قديم مغرب آن زمان سازگارى بسيار داشتند .