بدليل همين ويژگيهاى نژادى بود كه با مرگ فيثاغورس وپراكندگى شاگردان ومكتب أو وفروكش نمودن حرارت مكاتب شرقي ، أصول حكمت وبالخصوص حكمت عملي متروك ماند واخلاق ، منحصر به تربيت آداب اجتماعي شد ( كه هم امروز نيز در غرب « اتيكت » به همان معناست ) وتدبير مدن يا سياست نيز ( كه فن تربيت حكيم براي حكومت مىبود ) به پرورش سخنوران بليغ وجدلبازان ماهر براي رسيدن به قدرت ومقام وحكومت وشهريارى انجاميد .
از اين رو طبيعي مىنمايد كه با چنان پايه روانشناختى جامعهء يوناني از يكطرف ، وزمينههاى اجتماعي ديگرى كه بر اثر باصطلاح « فضاى باز سياسي » بازمانده از پريكلس بوجود آمده بود ، از حكمت عميق اشراقي فقط سفسطة وجدل وخطابه باقي بماند واز تربيت حكيم ، پرورش مشتى عياران سياسي .
مردم آتن قديم كه به مسابقات وپيكار دو حريف دلبستگى بسيار داشتند ، تماشاى مناظرات جدلبازان سوفسطائى را نيز مىپسنديدند وگروههاى بسيارى به گرد آنان جمع مىشدند وآنان را با مال ومنال واحترام بسيار همراهى ويارى مىكردند وهمين سبب مىگرديد كه بازار سوفسطائيان رواج بيشترى پيدا كند .
سوفسطائيان ، دانشآموختگانى بودند كه روح حكمت در آنها جاى نگرفته بود ، أهل نظر وعلم واستدلال بودند ، ولى از حكمت واقعي بهرهاى نداشتند وخود گرفتار نوعي سرگردانى فكرى بودند وحتى برخى از آنان را مىتوان أوباش فلسفه بحساب آورد .
بيشتر مؤلفان تاريخ فلسفه سبب بروز اين پديده را تعارض شديد عقائد وآراء فلاسفه از زمان تالس تا دموكريتوس مىدانند ، ولى اين عقيدة را ما پيش از اين رد كرده وگفتهايم كه در ميان حكما تعارضهايى در أصول توحيد وجهان هستى وجود
المظاهر الإلهية في أسرار العلوم الكمالية — صفحة مقدمة 116
مساهمون: صدر الدين محمد الشيرازي ( صدر المتألهين )
صمقدمة ١١٦