نموده ، ترسيم كرده و مشخّص ساختهايم ؟ ( و آيا حدود و ثغور آن را معيّن كردهايم ) ؟
در واقع « كارهاى ادبى » مربوط به مستشرقان به درجهء خطير و حساسّى از گستردگى و وسعت نفوذ رسيده است كه ما هيچگاه تصوّر آن را هم نمىكرديم و دليل اين واقعيّت همين ما را بسنده است كه « مجمع اللغهء العربيّهء » در مصر ، يك دانشمند فرانسوى را به اعضاى گروه خويش اضافه كرده است و امكان بيشتر درك اين « واقعهء تلخ » ( گستردگى نفوذ خاورشناسان ) اينكه به تعداد و نوع و محتواى رسالههاى ( تز دكتراى ) دانشجويان سورى و مصرى كه هر سال تنها به دانشگاه پاريس تقديم مىدارند ، توجّه كنيم ؟
كلّيهء نويسندگان اين رسالهها ( كه در حقيقت استادان آيندهء فرهنگ عربى و بانيان نهضت اسلامى فردا مىباشند ) بر انتشار و گسترش افكارى كه از اساتيد غربى خويش گرفتهاند پاى مىفشردند !
وبدين ترتيب و از اين راه « مسئلهء استشراق » در حيات عقلى كشورهاى اسلامى نفوذ يافت ، و از كانال مزبور ، مستشرقان موضع و جهتگيرى تاريخى خود را در درجهاى بس عظيم بالا بردند !
اين است آن مهمّات و بحرانهاى خطيرى كه هم اكنون « فرهنگ ما » با آن دست به گريبان است ، كه نمونههاى آن را در اينجا و آنجا و در پارهاى از « مناظرات مُد روز » مىتوان مشاهده نمود ، مانند مناظرهء « دكتر زكى مبارك « 1 » » با « دكتر طه حسين « 2 » » كه در
هامش
( 1 ) . زكى مبارك ( 1895 - 1952 ) نويسنده ، شاعر و اديبِ محقّق عربى ، در قريهء « سنتريز » مصر تولّد يافت . . . و در دانشگاه الازهر و سپس دانشگاه ملّى مصر به تحصيل پرداخت و در سال 1924 رسالهء دكتراى خويش را تحت عنوان « الاخلاق عِند الغزالى » نوشت و بعد به پاريس مسافرت كرد و در دانشگاه « سوربن » به اخذ درجهء دكترا نائل آمد و تز خود را تحت عنوان « النثر الفنّى فى القرن الرابع » در سال 1931 تقديم دانشگاه مزبور كرد . . .
وى سالها در دانشگاه مصر و نيز در مدرسهء عالى « دارالمعلّمين » بغداد به تدريس پرداخت ، و مدّتها نيز بازرس مدارس مصر بود . . . از جملهء آثار وى عبارتنداز :
« حسب ابن ربيعه و شعره » ، « التصوف الاسلامى فى الادب و الاخلاق » و « عبقريهء الشريف الرضى » و همچنين داراى اشعار فراوانى است كه در دو ديوان به عنوان ديوان زكى مبارك در سال 1933 انتشار يافت . . ( الموسوعهء العربيه الميسّره / باشراف محمّد شقيق غربال / از انتشارات دارالشعب و مؤسّسهء فرانكلين قاهره ، / صفحهء 925 ) . / مترجم /
( 2 ) . دكتر طه حسين در سال 1889 ميلادى در يكى از روستاهاى « مفاغهء » مصر متولّد شد ، و در اوان كودكى كور شد ، امّا با همهء اين حال به تحصيل علم و ادب روى آورد و در دانشگاه الازهر و دانشگاه ملّى مصر به فرا گيرى دانش پرداخت . . . از شيوههاى مستشرقين بهرههاى فراوان گرفت و فرهنگ جديد را در تحقيقات ادبيّات عرب وارد ساخت . . . در رأس يك هيئت علمى به فرانسه رفت و پيرامون فلسفه و ادبيّات كهن پژوهشهايى نمود و نسبت به ادبيّات معاصر فرانسه آگاهى يافت . . . و پس از بازگشت در دانشگاه ملّى مصر به كار پرداخت و در سال 1925 كه « دانشگاه مصر » تأسيس گرديد به عنوان استاد آن دانشگاه . . . وسپس رئيس دانشكدهء ادبيّات آن دانشگاه تعيين شد . و در همين دوران و در زمان حكومت « اسماعيل صدقى » مقالات ادبى و سياسى خود را در روزنامهها و مجلّات منتشر ساخت . بعد سمتهايى را چون رئيس دانشگاه اسكندريّه ، وزير فرهنگ ، و رئيس كميتهء فرهنگى دانشگاههاى
عربى ، احراز كرد .
وى داراى آثار گرانقدر و تحقيقات ادبى متنوّعى است ، ازجمله :
« ذكرى ابى العلاء » مىباشد كه تحقيقى است ژرف پيرامون دانشمند نابيناى شهير ، ابوالعلاء معرى . . . اين كتاب در حقيقت تز دكتراى طه حسين است كه آن را در سال 1914 از دانشگاه قديم مصر اخذ نمود ، اثر ديگر او عبارت است از « ابن خلدون و فلسفته الاجتماعيّهء » كه به وسيلهء اين رساله موفّق گرديد در سال 1925 دكتراى خود را از دانشگاه سوربن فرانسه بگيرد . . . و ديگر آثار وى در ادبيّات معاصر عرب ، داستان و شعر تمثيلى در يونان و . . . عبارتنداز : « حديث الاربعاء » « فى الادب الجاهلى » « حافظ و شوقى » « مع المتنبى » « خصام و نقد » « الفتنهء الكبرى » ، قادهء الفكر » « على هامش السيره » « مستقبل الثقافهء فى المصر » و « الايّام » و . . . ( الموسوعهء العربيّه الميسّره / صفحهء 1164 ) و از آثار ديگر طه حسين « على و بنوه » و « ماوراءالنهر » مىباشد . / مترجم / .